امید تازه
موش کوچولو توی لانهاش در زیرزمین دراز کشید و سرش را هم بین پنجولهایش گرفت. او خیلی خوشحال نیست. یعنی چی شده؟ مامان میگوید که او به امید نیاز دارد...
لیزه لوته ناقلا شده!
لیزه لوته خیلی ناقلا شده بود!
او یک جایی قایم میشد و منتظر میماند تا سروکلهی آقای پستچی پیدا شود. بعد هم از مخفیگاهش بیرون میپرید و ماغ بلندی میکشید و چهارنعل میدوید تا او را از مزرعه فراری بدهد. اوه! همهی بستههای پستی هم خردوخاکشیر میشد.
لیزه لوته حموم نمیره!
لیزه لوته شده بود شوالیهی شجاع!
او از قلعهاش در برابر مرغها و خروسها دفاع میکرد.
خانم مزرعهدار داد زد: «بازی دیگر بس است! وقت حمام کردن است!»
همهی حیوانات مزرعه حمام کردند و تروتمیز و دستهگل شدند.
من آرامش هستم
برای دوری از نگرانیها و اضطرابها و دستیابی بهآرامش، باید در زمان «حال» و «اکنون» زندگی کنیم، آنوقت با اندکی درنگ خودمان را بهتر درک میکنیم، اتفاقهای روزمرهی زندگی را بهتر مدیریت میکنیم و زیباییهای دنیا را بهتر میبینیم. اینگونه میتوانیم آن لحظه (ذهنآگاهی) را با دیگران تقسیم کنیم.
المور با پینکی آشنا می شود
در یک روز آفتابی ناگهان سروکلهی پینکی پیدا میشود! پینکی هم درست مثل اِلمور دلش لک زده با یک دوست صمیمی گل بگوید و گل بشنود. دوستان صمیمی مثل کوه پشت هم هستند و هوای هم را دارند! لطفاً این کتاب را با دوست صمیمیات بخوان!
فرگال از کوره در میرود
فرگال یک اژدهای دوستداشتنی است، اما وقتی کسی به او میگوید که چه کاری انجام دهد، عصبانی میشود و از کوره در میرود.
آدمهای معمولی جهان را تغییر میدهند – این منم ماری کوری
ماری کوری از همان دوران کودکی، عاشق علم بود و دلش میخواست تأثیر مهمی بر دنیا بگذارد. راستش ماری اواخر دههی 1800 زندگی میکرد و آن روزها دخترها نمیتوانستند دانشمند شوند، تازه گاهیوقتها هم اصلاً اجازه نداشتند درس بخوانند. ماری کوری کوتاه نیامد و نگذاشت چیزی سد راهش شود و با تشویق خانواده آنقدر درس خواند و آزمایش کرد تا پیشگام علوم فیزیک و شیمی شد. فکرهای بکر و کشفهای او از مهمترین دستاوردهای تاریخ علم هستند.
آدمهای معمولی جهان را تغییر میدهند – این منم والت دیزنی
والت دیزنی، یکی از چهرههای معروف صنعت انیمیشن در جهان است. او از همان دوران کودکی همیشه تلاش می کرد تا سرزمین رؤیاهایش را بسازد. والت دیزنی، خالق میکیماوس است و البته سفیدبرفی و هفت کوتوله،پینوکیو، دامبو، بامبو، سیندرلا و پیتر پن و انیمیشنهای بلند دیگر را هم او ساخته است. دیزنی اولینبار موسیقی را به دنیای انیمیشن بُرد. او سرزمین دیزنی را ساخت تا کودکان و آدمبزر گها رؤیاهایشان را در دنیای واقعی هم تجربه کنند. تا وقتی قوهی تخیل و خیال پردازی در دنیا وجود دارد، هیچوقت سرزمین دیزنی تکمیل نمیشود.
بابایی و اولین روز مدرسه
وقت مدرسه رفتن رسیده! در اولین روز مدرسه، بابای الیور اصلا آماده نیست…نگران است، دلش درد میکند و دوست دارد در خانه بماند. ولی الیور زیر بار نمیرود. اگر اولین روز مدرسه واقعا سرگرمکننده باشد، چی؟ اگر شروع سال تحصیلی هیجانانگیز باشد، چی؟
قصه دوستی مداد و ماژیک
تا به حال از دوستی مداد و ماژیکها چیزی شنیدهای؟!
یک ماژیک بنفش بود توی جعبهی ماژیکها و یک مداد هم بود.
روزی روزگاری آن ها به هم رسیدند
و دوستان راستراستکی هم شدند!
میخواهی بدانی چهطوری؟!
پس با مداد و ماژیکها آشنا شو و از زبان خودشان بشنو!
من انسان هستم
من انسان هستم و باید بپذیرم ممکن است رفتارهای اشتباهی از من سر بزند،اما مهم این است که تصمیم بگیرم و چگونه نسبت به اشتباه خود واکنش مناسب نشان دهم.ما قدرت و توانایی یادگیری،رشد و بالندگی ومهرورزی را داریم.زندگی انسان ها پر از چالش ها،فرصت ها و موقعیت هاست.
رویاپرداز شادمان
رؤیاها همان آرزوهایی هستند که به امید زندگی زیباتر و شادتر ما را فراتر از روزمرگیها پیش میبرند. در دنیای شگفتانگیز خیال همهچیز از ثطرههای باران گرفته تا شکوفههای معطر در دستان ماست. در خیال راههایی به سمت نور پیدا میشود که حتی در صورت محال بودن در واقعیت، زمینهساز رهایی و نجات میشوند. زندگی بدون رؤیا و خیال، جامعهای بدون امید و آرزو به همراه خواهد آورد که اعضای آن برای آیندهای بهتر تلاش میکنند و انگیزهای ندارند. پس به رؤیاهایت بگو چقدر برایت عزیز هستند. به رؤیاهایت بگو که میتوانی و میشود، چون رؤیا خود تویی.
اولین روز مدرسه
تواناییهای ما با یکدیگر فرق دارد. هرکدام از ما یک عالمه چیزهای مختلف بلدیم و با آنها به همدیگر کمک میکنیم.
در این داستان موش کوچولو در روز اول مدرسه به همراه دوستانش سنجاب و خرگوش و چکاوک تلاش میکنند با استفاده از تواناییهایشان از تونلی که در مدرسه در آن گیر افتادهاند بیرون بیایند.
کوالایی که دیگه می تونه
مجموع سه داستان ساده، سه مجموعه تصویر فوقالعاده و کلی حیوان که توی جنگل زندگی میکنند، میشود سه تا کتاب خوب که با بچههای ۴ تا ۷ سالهتان بخوانید و کلی لذت ببرید. داستان شیری که از موش میترسد، سنجابهایی که به فکر جمع کردن دانه برای زمستان با هم رقابت دارند و کوالایی که حاضر نیست از درختی که به آن چسبیده جدا شود.