هارپر و ارکستر دیوانه ۳ جنگل شب
همهی ما میدونیم که چترها وسیلههایی عجیب هستن و احتمالاً باید چندتایی هم چتر جادویی توی دنیا وجود داشته باشه. «هارپر»، دختر کوچولویی که تو شهر ابرها زندگی میکنه و سه برابر قد و اندازه خودش شجاعه، یه گربه بامزه به اسم «نصفهشب» داره و خب صاحب یکی از همین چترهاست. اون دقیقاً وقتی میخواد راز چتر جادویی قرمز رنگ مخملیش رو کشف کنه میفهمه که گربهی عجیبش همراه بقیه گربههای شهر گم شده. هارپر، دختری که انگار زندگیش به موسیقی گره خورده، همراه سهتا دوست شگفتانگیزش، لیزل، پیتر، نیت و گرگش، میرن تا راز گربههای شهر ابرها رو کشف کنن و تو این مسیر درگیر ماجراهایی عجیبی میشن و رازهایی درمورد سیرک رویاها، پدر و مادر هارپر، رهبر ارکستر دیوانه و جنگل شب کشف میکنن که فکرش رو هم نمیکردن.
اگه دوست دارید تو این ماجراجویی همراه هارپر شجاع بشید و اسرار زندگی عجیبش رو کشف کنید، این مجموعه کتاب رو بهتون توصیه میکنیم.
هارپر و ارکستر دیوانه ۲ سیرک رویاها
همهی ما میدونیم که چترها وسیلههایی عجیب هستن و احتمالاً باید چندتایی هم چتر جادویی توی دنیا وجود داشته باشه. «هارپر»، دختر کوچولویی که تو شهر ابرها زندگی میکنه و سه برابر قد و اندازه خودش شجاعه، یه گربه بامزه به اسم «نصفهشب» داره و خب صاحب یکی از همین چترهاست. اون دقیقاً وقتی میخواد راز چتر جادویی قرمز رنگ مخملیش رو کشف کنه میفهمه که گربهی عجیبش همراه بقیه گربههای شهر گم شده. هارپر، دختری که انگار زندگیش به موسیقی گره خورده، همراه سهتا دوست شگفتانگیزش، لیزل، پیتر، نیت و گرگش، میرن تا راز گربههای شهر ابرها رو کشف کنن و تو این مسیر درگیر ماجراهایی عجیبی میشن و رازهایی درمورد سیرک رویاها، پدر و مادر هارپر، رهبر ارکستر دیوانه و جنگل شب کشف میکنن که فکرش رو هم نمیکردن.
اگه دوست دارید تو این ماجراجویی همراه هارپر شجاع بشید و اسرار زندگی عجیبش رو کشف کنید، این مجموعه کتاب رو بهتون توصیه میکنیم.
نغمهای برای الا گری
منم که جا گذاشته شدهام. منم که داستان را تعریف میکنم. هردوشان را میشناختم. میدانستم چگونه زندگی کردند و چگونه مُردند. مدت زیادی از این داستان نمیگذرد. من جوانم، مثل آنها. مثل آنها؟ چطور چنینچیزی ممکن است؟ ممکن است هردو هم جوان و هم مُرده باشند؟ وقت ندارم به این چیزها فکر کنم. باید از شرّ این داستان خلاص شوم و بروم به زندگیام برسم. همینالان که سیاهی تا عمق شمال یخزده گسترده شده و ستارههای شوم بر زمین میتابند، باید تند و تند، موبهمو تعریفش کنم تا از سرم بیرونش کنم...