دفترچه خاطرات جغد ۳ عروسی در سرزمین درختی
زندگی هوهویی اِوا بالقلنبه واقعاً هوهویی است. او همهی همهچیز را برای دفترچهخاطراتش تعریف میکند. اگر میخواهید همهی بالبالیهای زندگی هوهوییاش را بخوانید، دفترچهخاطراتش را کش بروید!
خرگوش کوچولو! و گروه کلاه به سرها
هر روز صبح خرگوش کوچولو به جوجه غذا میدهد. اما جوجه دوباره گم شده است. کجا میتواند باشد؟ خرگوش کوچولو همهجا را میگردد. خرگوش کوچولو از کتی میپرسد: «میتوانی به من کمک کنی؟»
یک داستان محشر
داستان ژورف در مورد پسری است که وقتی خیلی کوچولو بود پدربزرگش براش یه روانداز محشر درست کرد. رواندازی که با بزرگتر شدن ژوزف دیگه براش اندازه نبود، اما پدربزرگ ازش یک کت محشر درست کرد. کت تبدیل شد به جلیقه و جلیقه به کراوات، اما ژوزف هنوز اونو خیلی خیلی دوست داشت.
داستان این کتاب لطیف و مهربونه و خوندنش به بچهها و بزرگترها خیلی حال خوبی میده. بهخصوص که باعث میشه بچهها قدر وسایلشون رو بیشتر بدونن و بخوان که از اونا طولانیتر استفاده کنند.
در قسمت پایین تصویرهای کتاب، به صورت موازی با داستان ژوزف، داستان یه سری موش پیش میره که دیدنش خالی از لطف نیست و میشه با اون تصویرها هم کلی قصه سر هم کرد.
روباه قرمز خوندن این کتاب رو به همهی ۳ سال به بالاها پیشنهاد میده.
دفترچه خاطرات جغد ۶ خفاش نازنازی ام گم شده
در این داستان خفاشِ اِوا (حیوان خانگیاش) گم میشود. اِوا با همکاری همهی دوستانش میتواند خفاشش را پیدا کند. در این میان داستانش را هم برای مسابقهی داستاننویسی مدرسه مینویسد و به اهمیت همکاری پی میبرد.
کارآگاه کرگدن ۵ در جستجوی طوطی پلیسه
سه روز است که طوطیپلیسه به کارآگاهکرگدن سر نزده. یعنی کجا رفته؟ چه اتفاقی برای او افتاده؟ بله! او را دزدیدهاند! اما کار چه کسی است؟ ربایندهها چه میخواهند؟ کارآگاهکرگدن دستتنها این معما را حل میکند.
این موش ریزه میزه دنبال چی می گرده ؟
موش ریزهمیزه دنبال مادرش میگردد. میتوانی به او کمک کنی تا مادرش را پیدا کند؟ زبانهها را بیرون بکش تا پیدایش کنی.
دنیای شیرین پسرک – کسی پنگوئن گم نکرده؟ – ۲ زبانه
روزی روزگاری پسری بود که پشت در خانه اش پنگوئنی را پیدا کرد ...
قصه های چارلی و لولا ۱۲ -راستش را به او بگو
لولا ژاکت پشمالوی جدید لوتا را قرض میگیرد و کیف سگکدارش را در عوض به او میدهد؛ اما آیا میتواند در اداره پست و سوپرمارکت و زیر باران هم به خوبی از آن نگهداری کند؟
کودکانههای بامداد – ملکه ی سایه ها
روزی روزگاری خواهر و برادری بودند که باهم کبوترها را در آسمان نگاه میکردند. برادر به خواهرش گفت دلت میخواست جای کبوترها باشی؟ خواهر گفت بله. و برار به او گفت پس بال بزن و برو. و خواهر کبوتری شد و پرواز کرد و رفت. و برادر از آن پس جستجویش را برای بازیافتنش در کاخ ملکهی سایهها و آزاد کردنش از بند او آغاز کرد.
لیلی و کانگوروی آبی۳/ حالا چی کار کنیم کانگوروی آبی؟
ماجراهای لی لی و کانگوروی آبی اش داستان های شیرین و ساده ای است که توی هر خانه ممکن است اتفاق بیفتد.
لی لی یک دوست بسیار عزیز دارد، عروسک کانگوروی آبی اش!
گاهی ممکن است او را گم کند چون به اندازه کافی مراقبش نبوده. گاهی ممکن است او را به مدرسه ببرد و گاهی ممکن است عروسک های دیگری توجهش را جلب کنند.
چیزی که این کتاب ها را جذاب می کند داستان های بسیار ساده و شیرینش هستند و تصاویر جذاب.
مهم این است که هر اتفاقی که بیفتد لی لی و کانگوروی آبی اش از پس حل آن به تنهایی و یا با کمک بزرگترها برمی آیند.
روباه قرمز خواندن این کتاب ها را به همه بچه های بالای دو سال به شدت توصیه می کند.
Harry and the Dinosaurs at the museum
When Harry and the dinosaurs go to the museum they see Roman swords and spears, Egyptian mummies and lots of Harry's ancestors. The dinosaurs want Harry to help them to find their ancestors...and that's how Harry gets lost!
a long way from home
Tired of being crowded in the burrow, Noah the rabbit asks his friend Albatross to take him to a spacious land with no bunnies, but soon after his arrival, Noah finds himself missing his cozy nest full of snuggly bunnies.
قایم موشک گاوی
بِسی کجاست؟ آقای مزرعهدار داشت گاوهایش را میشمرد، اما بِسی فکر کرد که دارد قایمموشکگاوی میکند. بسی بازی را خیلی جدی گرفت و اصلا دلش نمیخواست لو برود، برای همین از مزرعه دور شد.
فیل قرمز گم شده
کودک کوچولوی ما صبح که از خواب برمی خیزد متوجه می شود که فیل قرمز درعکس روی دیوار اتاقش نیست. سراغ او را از دوستانش می گیرد اما حیوانات دیگر هم از فیل قرمز اطلاعی ندارند تا اینکه … .
مسافر دریا
سوفیا، خرسیِ دوستداشتنیاش را در ساحل گم کرد، اما انگار هیچکسی جز دریا عروسک او را ندید...
داستانی تاثیرگذار و دلنشین که نشان میدهد، اگر چیزی در قلبمان خانه کرده باشد، هیچوقت گم نمیشود.
جنگل ریشه های هزار تو
شاه کلودووئو در راه بازگشت از جنگ، بیتاب دیدار دخترش وربنا است، اما اطراف شهرش جنگلی درهمتنیده روییده است و او در هزارتوی ریشههایی که شاخه بهنظر میرسند و شاخههایی که انگار ریشهاند، سرگردان میشود. وربنای زیبا و نامادری جوانش و وزیر خائن شاه نیز در جنگل گم شدهاند و بازگشت به قصر در نظرشان ناممکن میآید و باید زیر نور مشعل راه خود را بازیابند و گره از راز جنگل هزارتو باز کنند...