من بیچاره همسترم و هیچ کاره ۴
واقعا که! خیلی از خانوادهها فقط چون فکر میکنند همستر کمدردسرترین حیوان خانگی است، همستر میخرند. مثلا سوزی کوچولو دلش گربه میخواهد و مامان و بابایش که بهکلی مخالف گربهاند، دنبال راهحل دیگری میگردند: همستر! من که میگویم باید ازاینجور خانوادهها دوری کرد، چون تا به خودم بجنبم، سوزی کوچولو به کلهام روبان صورتی میبندد و حتما انتظار دارد مثل گربه برایش خرخر کنم. آنوقت است که تازه میفهمم من بیچاره همسترم و هیچکاره!
جوجههای سونیا
سونیا سه جوجه کوچک دارد. او همه جوره مراقب جوجههاست تا تبدیل به مرغهای بزرگی میشوند. اما یک شب، یکی از مرغها ناپدید میشود. یعنی چه اتفاقی افتاده؟ چه بلایی سر مرغها آمده؟ فهمیدن حقیقت برای سونیا ناراحتکننده است. وقتش رسیده او چیزهای تازهای درباره چرخه حیات و زندگی طبیعت بداند.
قصه های چارلی و لولا ۰۵ – دندونک باهوش من
چارلی صاحب یک موش خانگی شده و او و لولا خیلی بابت این موجود جدید هیجانزدهاند.
قصه های سارا و اردکش ۸ – سارا و اردک مهمانی دارند
لوتا پیترمن (۱) گوش تا گوش خرگوش
مجموعهی لوتا پیترمن، دختر پردردسر
اسم من لوتا است، ده ساله و خیلی طبیعی. از پدر، مادر و برادرهایم که خیلی طبیعیترم. به خاطر همین اصلا نمیفهمم دلیل این اتفاقهای عجیبوغریب اخیر چیست. مثلا همین که سر کلاس آن جملههای خجالتآور روی تخته نوشته شد، یا اینکه غذای موردعلاقهام یک دفعه مزهی کلم بروکسل گرفت.
و آیا این اتفاقها به فلوت هندیای که مامان بهم کادو داده ربط دارد؟ تازه من اصلاً برای این داستانها وقت ندارم چون باید حیوان خانگی موردعلاقهام را پیدا کنم و برایش حسابی نقشه کشیدهام. البته اگر این فلوت فلانفلانشده بگذارد!
دفترچه خاطرات جغد ۶ خفاش نازنازی ام گم شده
در این داستان خفاشِ اِوا (حیوان خانگیاش) گم میشود. اِوا با همکاری همهی دوستانش میتواند خفاشش را پیدا کند. در این میان داستانش را هم برای مسابقهی داستاننویسی مدرسه مینویسد و به اهمیت همکاری پی میبرد.
احمق بانمک ۲ موزه ی گربه ها
اینجا هم خیلی میخندید و هم خیلی حرص میخورید. برادرهای آنژل او را احمق بانمک صدا میکنند و او هم هر بار با کمک دروهمسایه و دو دوست عزیزش کلوئه و کوین حسابشان را میرسد. ضمناً آنژل عاشق لباس صورتی، آبنبات، ماست لیمویی و مَشویو عروسک شیرش است و از دوستی با کوین لذت میبرد، البته اگر برادرهای وحشیاش بگذارند...!
قصه های سارا و اردکش ۲ – سارا و اردک به کتابخانه میروند
رمان های کودک رولد دال ۱۱- تشپ کال
چرا باید رولد دال بخوانیم؟
دنیایی که رولد دال توی داستانهایش ساخته شگفتانگیز و جادویی است و این بزرگترین ویژگی داستانهای اوست. بچههایی که رولد دال میخوانند تشویق میشوند به شجاعت، خودباوری و ماجراجویی.
خواندن کتابهای رولد دال بسیار هیجانانگیز و شادیآور است. اگر دوست دارید بچههایی داشته باشید که این دنیا را خیلی جدی نگیرند، خیالپرداز و خلاق باشند و به نیروی شگفت خودباوری اعتقاد داشته باشند حتما و حتما برایشان کتابهای رولد دال را بخرید.
رمانهای کودک رولد دال مناسب 5 سال به بالاست
قصه های سارا و اردکش ۵ – جشن تولد سارا
زویی و عینک ایده ساز ۱ – عملیات نجات اژدها
زویی، عینک ایدهسازی دارد که هر وقت آن را بالای سرش میگذارد، ایدههای جدیدی به ذهنش میرسد. البته ساسافراس، گربهی خانگیشان هم به کمکش میآید. مادر زویی دانشمند است و همیشه در انجام آزمایشهای علمی به او کمک میکند. روزی از روزها، زویی توی دفتر مادرش عکس یک قورباغهی بنفش براق می بیند و از خودش میپرسد این دیگر چه موجود عجیبی است؟
مادر زویی در تمام عمرش به حیوانات جادویی کمک می کرده و حالا نوبت زویی است که این کار را ادامه دهد. هر بار که زنگ درِ پشتی به صدا درمیآید، یعنی یک موجود جادویی منتظر کمک زویی و ساسافراس است.
قصه های سارا و اردکش ۶ – سارا و اردک سال نو را جشن میگیرند
اوف خرابکار ۳ به دنبال گنج میگردد
نترس! گنجها معمولا جاهای تاریک پنهان میشوند عمه اولریکه قرار است به دیدن خانواده لیو بیاید! اما انگار این بدبختی کافی نیست، چون قرار شده اوف را هم به اتاقک زیر شیروانی تبعید کنند. اوف تصمیم میگیرد هرچه سریعتر عمه خانم بیاعصاب را بفرستد پیکارش. اما حالا که عمه خانم یواشکی دنبال گنج میگردد، بهترین کار این است که اوف و لیو از او جلو بزنند و گنج را خودشان به چنگ بیاورند.
اوف خرابکار ۲ به سفر میرود
آخ جان بالاخره تعطیلات تابستانی شروع شد! خانوادهی لیو میخواهند به ایتالیای زیبا بروند. فقط حیف که بابا مجبور است خیلی یواش و لاکپشتی رانندگی کند تا اوف توی ماشین بالا نیاورد. در هتل هم لیو و خانوادهاش باید هر طور شده این جانوار پشمالوی شصت و شش میلیون ساله را از چشم بقیه پنهان کنند. اما مگر میشود؟ آن هم وقتی آدم مجبور باشد تمام مدت بشقابهای گاز گرفته را قایم کند و موهای آبی را از استخر بیرون بکشد...