آنچه خواهیم ساخت
این کتاب داستانی سراسر عشق و امید است از پدر و دختری که رویاها و برنامه های مشترکی برای آینده دارند، آنها درصدد هستند خانه ای بسازند و خاطراتی شیرین و گرم برای خود رقم بزنند.
وقتی فلیکس خواب می بیند
اگر مامان سوفی آن شب کتاب داستان جالب دزد دریایی را نخوانده بود، فلیکس هم چنین خواب پرماجرایی نمیدید. فلیکس یک دفعه در جزیرهای دورافتاده، نامهای پیدا میکند. نامه از طرف سوفی است که کمک میخواهد؛ چون زیبنبارت دزد دریایی بدجنس، او را دزدیده است. معلوم است که فلیکس ردپای آنها را دنبال میکند و یک عالم ماجراجویی تازه را تجربه میکند...
یولانته در جستجوی کریسولا
یولانته و کریسولا دوستانی بسیار صمیمی هستند. تا اینکه در یک روز پاییزی کریسولا ناپدید می شود، روزی که زمان رفتن او از این دنیا فرا رسیده است.، اما یولانته نمیداند معنای رفتن از این دنیا چیست…
بابابزرگ خوشمزه/ خانوادهی جورواجور ۴
بعضی بابابزرگها قدم زدن را دوست دارند؛ بعضی رانندگی را.
بابابزرکها هرکدام یکجورند و دوست دارند مواظب تو باشند. اما همهی بابابزرگها دوست دارند تو را بخندانند. وقتش شده که بهشان بگویی چقدر دوستشان داری.
مامان خوشمزه/ خانواده ی جورواجور ۱
بعضی مامانها در خانه کار میکنند؛ بعضی مامانها در ساختمانهای بزرگ.
مامانها جورواجورند. هرکدامشان یک کاری میکنند. هرکدام یکجور لباس میپوشند یا یک چیز مختلف یادت میدهند. اما همهی مامانها دوست دارند با تو باشند و از تو میخواهند خودت باشی.
ماجراهای رری دایناسور – رری دلش درخت کریسمس میخواهد
رری و پدرش خودشان را برای کریسمس آماده کردهاند،هدیهها را خریدهاند و شیرینیها را پختهاند و همهچیز آماده است. فقط یک مشکل کوچک دارند: درخت کریسمس ندارند!
بغلم کن
بغلم کن داستان کاکتوس کوچکی است که دوست دارد بغل شود. اما خانوادهاش خیلی خیلی روی حفظ کردن فاصلهشان با دیگران حساس هستند و به هیچکس نزدیک نمیشوند. برای همین او سراغ اثلین کسی میرود که حاضر است او را بغل کند. یعنی بادکنک، که البته تجربهی خیلی خوبی هم نیست و تازه خانوادهاش او را به خاطر این کار سرزنش هم میکنند. اما او دست از گشتن برنمیدارد تا بغل مناسب خودش را پیدا کند... این داستان جذاب را میتوانید برای گروه سنی الف و ب بخوانید.
بهترین داستان های تصویری – اولین زمستان کاب
مامان گفت: «خب، قبل از خواب میرویم توی جنگل قدم بزنیم. زود باش…!» کاب پرسید: «چرا برگ همهی درختها ریخته؟» مامان جواب داد: «برای این که ما بتوانیم با برگها بازی کنیم.» و ابرهای برفی توی آسمان جمع شدند.
تولد فیل کوچولو
فیل کوچولو از خواب بیدار میشود و یکعالمه ریسهی رنگی میبیند. بعد هم بادکنکهای سبز و قرمز و آبی و نارنجی که به دستهی صندلیاش وصل شدهاند و اگر بابا کمکش نکند ممکن است او را مثل یک پرنده به آسمان ببرند. اما اینجا چه خبر است؟ قرار است همه با هم بادکنکبازی کنند یا اینکه… اصلاً نکند امروز جشن «تولد فیل کوچولو» باشد؟ با شنیدن این خبر خوب، فیل کوچولو همراه مامانفیله و بابافیله هوراااای بلندی میکشند و اینجوری است که جشن تولد فیل کوچولو شروع میشود. به نظر شما، آنها در روز جشن تولد چه کارهای دیگری انجام میدهند؟
قصه های عمو نوروز و خاله نوبهار
خاله نوبهار عاشق عمو نوروز بود. قبل از این که برسه خونه رو آب و جارو میکرد، همه جا رو گردگیری میکرد و از همه مهمتر سفرهی هفت سین رو میچید.
مصیبت های عاشق بودن
تصویری که تاکنون از عشق و روابط عاشقانه به ما ارائه شده تصویری خوشرنگ و لعاب و دوستداشتنی است. در کتابها منتظر میشدیم تا عاشق و معشوق به هم برسند و بعد از آن دیگر انگار همه چیز حل بود. در فیلمها وقتی عاشق ومعشوق به هم میرسیدند تیتراژ پایانی روی پرده میآمد و ما با دل خوش و چند قطره اشک از سینما بیرون میآمدیم.
اما آیا عشق واقعاً چنین چیزی است؟
خانه درختی ۱۳۰ طبقه
ماجراهای اندی و تری در طبقهدارترین خانهدرختی دنیا
مجموعهای پر از دیوانهبازی و تصاویر بامزه که حسابی به خنده میاندازدتان. کافیست کتاب را بردارید و شروع کنید به خواندن.
گوزن شاخدار فایده اش چیه؟
این کتاب یکی از عزیزترین کتابهای کودک است و ما خیلی خیلی دوستش داریم.
داستان از این قرار است که پسر بچه گوزن را میبرد خانهاش و مادرش به او میگوید این گوزن وقتی میتواند در خانه بماند که فایدهای داشته باشد. اینطوری میشود که پسر بچه در به در دنبال فایدهی گوزن میگردد. و خب دست آخر فایدهی خیلی جذابی برای گوزن پیدا میشود.
روباه قرمز این کتابِ طنز جذاب را به همهی ۳سال به بالاها پیشنهاد میدهد.
سه گانه فونکه – سیاه مرگ
مو از دنیای مرگ برگشته تا اشتباهش را در جان بخشیدن به حاکم ستمگر مارکله جبران کند. اگر موفق نشود ساد و تباهی دنیای کتاب را فرا میگیرد و مگی دختر مو هم به کام مرگ میافتد.
وزن آب
شده یه کتابی زیادی به دلتون بشینه؟ شده یه قسمتهاییش رو چند بار بخونید؟ این کتاب یکی از کتابهای مورد علاقهی ماست و این قسمت یکی از قسمتهای عزیزش برامون:
مامان یک اتاق اجاره کرده،
در کاونتری.
تا وقتی تاتا را پیدا کنیم
اینجا زندگی میکنیم:
اتاقی در طبقهی چهارم ساختمانی مخروبه
که مرا یاد کلاس تاریخ میاندازد،
و یاد عکسهای سیاه و سفید
از
روستاهای
بمباران شده.
در اتاق، آشپزخانهی سفیدی هست،
درست در گوشهاش.
و تختخوابی بزرگ،
کج و کوله، درست وسط اتاق.
شبیه کوفتهای سرد
که باید با مامان شریک شوم.
میگویم:
«این که فقط یک اتاق است»
میخواهم به او بفهمانم که
ما نمیتوانیم اینجا زندگی کنیم.
و مامان میگوید:
«بهش میگویند سوییت.»
انگار یک کلمه میتواند واقعیت را تغییر دهد
هری پاتر و محفل ققنوس – کتاب پنجم (گالینگور)
هری پاتر پسری که زنده ماند. از پرفروشترین کتابهای ژانر فانتزی که در سرتاسر مورد استقبال میلیونی نوجوانها قرار گرفت و توانست قلبهای آنها را تسخیر کند. هری پاتر دنیایی سراسر از جادو، عشق و دوستی است. دنیایی که با یک بار ورود به آن دیگر نمیتوانید از فکرتان بیرونش کنید.