کاپیتان زیر شلواری ۵ خشم خانم خوشپوش خبیث
در جلد پنجم از مجموعهی «کاپیتان زیرشلواری» دوباره با جورج و هرولد همراه میشویم. هفتهی گذشته برای آنها یک هفتهی کاملاً معمولی بود و اتفاق خاصی نیفتاد. اما دیروز این دو نفر توی دردسر بزرگی افتادند و امروز هم یک هیولای پلید فوقالعاده قدرتمند درست کردند! هیولای جورج و هرولد زن بدجنسی است که یک لباس تبهکاری از جنس خز مصنوعی پوشیده است. امروز هم از آن روزهایی است که او خیلی خیلی بداخلاق و عصبانی شده... خلاصه، خیلی مواظب انتقام خانم خوشپوش خبیث باشید! مجموعهای بسیار جذاب و خواندنی که مخاطبان، در هر سن و سالی که باشند، با شوخیهای آن میخندد و از تصاویر بامزهی داستان لذت میبرند.
ماجراهای ریکی پرنده ۴ – مزرعه سرگرمی
ریکی پسر ۱۰-۱۲ ساله ای است که به نظر همکلاسی هایش کمی عجیب وغریب است. حتی مادرش هم این طور فکر می کند. او خیلی دوست دارد معروف باشد ولی در هیچ چیز مهارتی ندارد؛ نه در ریاضی، نه فوتبال، نه دوچرخه سواری نه خیلی کارهای دیگر که معمولا برای پسرها مثل آب خوردن است. ریکی فکر می کند تنها مهارتی که دارد پخمه بودن است. او حتی از ظاهر خود هم راضی نیست.
خرسی و جیکو خوراکی هایشان را شریک می شوند
مجموعهی چهارجلدی «خرسی و جیکو» نوشتهی جانی لمبرت داستان دوستی است. خرسی و جیکو برخلاف اختلاف قدوقوارهای که دارند دوستان بسیار خوبی هستند و در مشکلاتی که برایشان به وجود میآید بههم کمک میکنند و خیلی خوب از عهدهی حل آن برمیآیند. در جلد «خرسی و جیکو خوراکیهایشان را شریک میشوند» خرسی و جیکو باید برای فصل سرما غذا جمع کنند. آیا آنها خوراکیهایشان را بقیهی حیوانات جنگل تقسیم میکنند؟
سرکار هاپو ۹ کثافت و مکافات
آیا مأمور کلهگربهای میتواند جای سرکار هاپو را بگیرد؟
یه مأمور کلهگربهای عالیه! …هم تمیزه .. هم باهوشه …تازه! 9 تا حون هم داره! باید همین رو استخدام کنیم!
مدرسه پرماجرا ۳۸ حمله هیولاها
وقتی بچهها مدرسه رفتن رو شروع میکنن، خودشون رو خیلی بزرگتر میبینن و دوست دارن کتابهای جدیتر، با متن بیشتر و تصاویر کمتر بخونن. و خب بزرگترین دغدغهشون هم که مدرسه است. پس جون میده چه براشون بخونید؟ مجموعهی مدرسه پرماجرا. این مجموعه داستان از زبان ای.جی. شاگرد بازیگوش و خلاقیه که هرچند هر داستان رو با این جمله شروع میکنه:«اسم من ای.جی. است و از مدرسه متنفرم» اما بهترین و هیجانانگیزترین ماجراهای زندگیش تو مدرسه اتفاق میافته. یه مدرسه با یه مدیر باحال که برای شادی شاگردهاش هر کاری میکنه؛ همراه با معلمهای خلاق و عجیب.
ماجراجویان بزرگ/ ۲۰ جهانگرد شگفتانگیز
این کتاب پر از ماجراست، اصلاً اصل ماجراست. ماجرای اولین زنی که به تنهایی بر فراز اقیانوس اطلس پرواز کرد. دانشمندی که برای اکتشاف به قطب جنوب سفر کرد. کاوشگری که سفرش سه سال طول کشید. ماجراجویی که توانست عمیقترین نقطهی کرهی زمین را ببیند. خلاصه داستان ماجراجوییهای بیست جهانگرد شگفتانگیز.
ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر
برادلی چاکرز دروغ میگوید، توی مدرسه دعوا راه میاندازد و از درس و مشق متنفر است و هیچ دوستی ندارد. تا اینکه یک روز مشاور جدیدی به مدرسه آنها میآید.
اردک های بنفش ۴ – ماجراجویی
یکدفعه صدای بلندی آمد. پوررررررپ… هکتور و آلبرت حسابی ترسیده بودند. حتی سایهی خرس هم ترسیده بود، چون یک دفعه غیبش زد. اما همان موقع که سایهی خرس رفت، سایهی جدیدی آمد. «وااای… چه چشمان براقی دارد…
داستانهای فیلی و فیگی ۰۴ – اسباببازی عزیزم!
فیلی پیشنهاد میدهد اسباببازی جدید فیگی را پرت کنند توی هوا. ولی اگه اسباببازی جدیدی فیگی شکست، چی؟ با هم قهر میکنند؟
هفت برادر
روزگاری در چین، هفت برادر در دره سبز و خرمی زندگی می کردند. آنها مثل هم حرف می زدند، راه می رفتند و آنقدر شبیه هم بودند که به سختی می شد آنها را از یکدیگر تشخیص داد. هر کدام از این برادرها نیز قدرت عجیبی داشتند. یکی می توانست با گوشهایش صدای پریدن مگسی را از فاصله های دور بشنود، یکی با چشمهایش می توانست نشستن مگسی را روی دیوار بزرگ چین ببیند، یکی … . بالاخره، روزی سر و کار برادرها با امپراطور ستمگر و سپاهیانش می افتد، اما آنها به کمک یکدیگر و با قدرتهای عجیبشان در برابر امپراطور مقاومت می کنند تا اینکه … .
انسان های کوچک آرزوهای بزرگ – مریم میرزاخانی
مریم عاشق لحظهای بود که یک مسئلهی سخت را حل میکرد. همیشه میگفت: «وقتی مسئلههای مشکل را حل میکنم، لذّت میبرم. به عنوان یک نوجوان دوست دارم با مشکلات روبهرو شوم و با آنها بجنگم.»
جوجههای سونیا
سونیا سه جوجه کوچک دارد. او همه جوره مراقب جوجههاست تا تبدیل به مرغهای بزرگی میشوند. اما یک شب، یکی از مرغها ناپدید میشود. یعنی چه اتفاقی افتاده؟ چه بلایی سر مرغها آمده؟ فهمیدن حقیقت برای سونیا ناراحتکننده است. وقتش رسیده او چیزهای تازهای درباره چرخه حیات و زندگی طبیعت بداند.
داستان های فیلی و فیگی ۰۷ – توپم کجاست؟
به نظر فیلی پرتاب توپ کلی فوتوفن دارد. ولی فیگی یک چیزی میداند که فیلی اصلاً ازش خبر ندارد...