ماکاموشی (۱) چشم زمردین، جواهر گمشده
همهچیز از وقتی شروع شد که خواهرم تهآ نقشهای قدیمی و اسرارآمیز کشف کرد. نقشه جای گنجِ گمشدهای را نشان میداد. گنجی که توی یک جزیرهی دورافتاده پنهان شده بود. خواهرم توی یک چشمبههمزدن من و پسرعمویم تراپولا را انداخت توی سفر گنجیابی خودش، سفری که هیچوقت فراموشش نمیکنم ...
ماجراهای ریکی پرنده ۴ – مزرعه سرگرمی
ریکی پسر ۱۰-۱۲ ساله ای است که به نظر همکلاسی هایش کمی عجیب وغریب است. حتی مادرش هم این طور فکر می کند. او خیلی دوست دارد معروف باشد ولی در هیچ چیز مهارتی ندارد؛ نه در ریاضی، نه فوتبال، نه دوچرخه سواری نه خیلی کارهای دیگر که معمولا برای پسرها مثل آب خوردن است. ریکی فکر می کند تنها مهارتی که دارد پخمه بودن است. او حتی از ظاهر خود هم راضی نیست.
خرسی و جیکو خوراکی هایشان را شریک می شوند
مجموعهی چهارجلدی «خرسی و جیکو» نوشتهی جانی لمبرت داستان دوستی است. خرسی و جیکو برخلاف اختلاف قدوقوارهای که دارند دوستان بسیار خوبی هستند و در مشکلاتی که برایشان به وجود میآید بههم کمک میکنند و خیلی خوب از عهدهی حل آن برمیآیند. در جلد «خرسی و جیکو خوراکیهایشان را شریک میشوند» خرسی و جیکو باید برای فصل سرما غذا جمع کنند. آیا آنها خوراکیهایشان را بقیهی حیوانات جنگل تقسیم میکنند؟
سرکار هاپو ۹ کثافت و مکافات
آیا مأمور کلهگربهای میتواند جای سرکار هاپو را بگیرد؟
یه مأمور کلهگربهای عالیه! …هم تمیزه .. هم باهوشه …تازه! 9 تا حون هم داره! باید همین رو استخدام کنیم!
مدرسه پرماجرا ۳۸ حمله هیولاها
وقتی بچهها مدرسه رفتن رو شروع میکنن، خودشون رو خیلی بزرگتر میبینن و دوست دارن کتابهای جدیتر، با متن بیشتر و تصاویر کمتر بخونن. و خب بزرگترین دغدغهشون هم که مدرسه است. پس جون میده چه براشون بخونید؟ مجموعهی مدرسه پرماجرا. این مجموعه داستان از زبان ای.جی. شاگرد بازیگوش و خلاقیه که هرچند هر داستان رو با این جمله شروع میکنه:«اسم من ای.جی. است و از مدرسه متنفرم» اما بهترین و هیجانانگیزترین ماجراهای زندگیش تو مدرسه اتفاق میافته. یه مدرسه با یه مدیر باحال که برای شادی شاگردهاش هر کاری میکنه؛ همراه با معلمهای خلاق و عجیب.
ماجراجویان بزرگ/ ۲۰ جهانگرد شگفتانگیز
این کتاب پر از ماجراست، اصلاً اصل ماجراست. ماجرای اولین زنی که به تنهایی بر فراز اقیانوس اطلس پرواز کرد. دانشمندی که برای اکتشاف به قطب جنوب سفر کرد. کاوشگری که سفرش سه سال طول کشید. ماجراجویی که توانست عمیقترین نقطهی کرهی زمین را ببیند. خلاصه داستان ماجراجوییهای بیست جهانگرد شگفتانگیز.
ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر
برادلی چاکرز دروغ میگوید، توی مدرسه دعوا راه میاندازد و از درس و مشق متنفر است و هیچ دوستی ندارد. تا اینکه یک روز مشاور جدیدی به مدرسه آنها میآید.
داستان های فیلی و فیگی ۰۱ – دیدی پرواز کردم!
فیگی میخواهد پرواز کند، ولی فیلی فکر میکند او موفق نمیشود. حالا جدیجدی فیگی بلد است پرواز کند؟!
اردک های بنفش ۴ – ماجراجویی
یکدفعه صدای بلندی آمد. پوررررررپ… هکتور و آلبرت حسابی ترسیده بودند. حتی سایهی خرس هم ترسیده بود، چون یک دفعه غیبش زد. اما همان موقع که سایهی خرس رفت، سایهی جدیدی آمد. «وااای… چه چشمان براقی دارد…
داستانهای فیلی و فیگی ۰۴ – اسباببازی عزیزم!
فیلی پیشنهاد میدهد اسباببازی جدید فیگی را پرت کنند توی هوا. ولی اگه اسباببازی جدیدی فیگی شکست، چی؟ با هم قهر میکنند؟
هفت برادر
روزگاری در چین، هفت برادر در دره سبز و خرمی زندگی می کردند. آنها مثل هم حرف می زدند، راه می رفتند و آنقدر شبیه هم بودند که به سختی می شد آنها را از یکدیگر تشخیص داد. هر کدام از این برادرها نیز قدرت عجیبی داشتند. یکی می توانست با گوشهایش صدای پریدن مگسی را از فاصله های دور بشنود، یکی با چشمهایش می توانست نشستن مگسی را روی دیوار بزرگ چین ببیند، یکی … . بالاخره، روزی سر و کار برادرها با امپراطور ستمگر و سپاهیانش می افتد، اما آنها به کمک یکدیگر و با قدرتهای عجیبشان در برابر امپراطور مقاومت می کنند تا اینکه … .