زویی و عینک ایده ساز ۱ – عملیات نجات اژدها
زویی، عینک ایدهسازی دارد که هر وقت آن را بالای سرش میگذارد، ایدههای جدیدی به ذهنش میرسد. البته ساسافراس، گربهی خانگیشان هم به کمکش میآید. مادر زویی دانشمند است و همیشه در انجام آزمایشهای علمی به او کمک میکند. روزی از روزها، زویی توی دفتر مادرش عکس یک قورباغهی بنفش براق می بیند و از خودش میپرسد این دیگر چه موجود عجیبی است؟
مادر زویی در تمام عمرش به حیوانات جادویی کمک می کرده و حالا نوبت زویی است که این کار را ادامه دهد. هر بار که زنگ درِ پشتی به صدا درمیآید، یعنی یک موجود جادویی منتظر کمک زویی و ساسافراس است.
نیما نابغه ۱ – ورزشکارهای آشغال جمع کن (بشنو و باور نکن!)
نیما نابغه از آن بچههای وروجکی است که زیاد اهل حرف گوش کردن نیست و دوست دارد همه چیز را خودش تجربه کند.
اتفاقا معلمشان خانم بالا هم زیاد حوصلهی درس دادن ندارد و در عوض عاشق ماجراجویی است و برای همین مرتب بچههای کلاسش را به گردش علمی میبرد. بچهها معتقدند رفتن به سرزمین عجایب، پینتبال، گِیمنت و از اینجور جاهاست که به دردشان میخورد، ولی بزرگترها از آنها میخواهند به مدرسه و موزه یا طبیعت بروند. آتوسا صالحی در مجموعهی نیما نابغه نشان میدهد که میتوان به مدرسه، موزه یا طبیعت رفت و هیجان و شادی و دلهرهی سرزمین عجایب، پینتبال و گِیمنت را تجربه کرد. داستان جلد اول از این مجموعه به نام ورزشکارهای آشغالجمعکن (بشنو و باور نکن) دربارهی نیما و بچههای مدرسهشان است که با خانم بالا و آقای خلج به اردوی محیطزیستی میروند. آنها عازم کوه نزدیک مدرسهاند تا هم در طبیعت گردش کنند و هم آشغالهایی که در کوهستان ریخته شده است، جمعآوری کنند.خانم بالا میخواهد دانشآموزان کلاس را با آشغال خشک و تَر و اهمیت بازیافت آشنا کند، اما اتفاقی غیرمنتظره برنامههای گروه را تغییر میدهد. آشغالجمعکنی درکوهستان با لیز خوردن آقای خلج و مجروح شدنِ پای او متوقف میشود و بچهها و خانم بالا باید برای کمک به معلم ورزش راهحلی بیایند و او را از کوه پایین بیاورند.
این گوزن مال من است
یعنی میشه گوزن حیوون خانگی کسی بشه؟ به هر حال پسر قصهی ما این گوزن رو مال خودش کرده. حالا گیریم که چند نفر دیگه هم همین فکر رو کردن. اگر میخواین بفهمین داستان چیه، این قصه رو از الیور جفرزِ عزیز بخونید. قول میدیم که پشیمون نشین. این کتاب قشنگ رو نشر مبتکران چاپ کرده و روباه قرمز به شما پیشنهاد میکنه. داستان مناسب گروه سنیِ الف و ب است. بخونید و لذت ببرید.
دنیای دوست داشتنی من – کتاب زمین
من از زمین مراقبت میکنم؛ چون میدانم که میتوانم هر روز کارهای کوچکی انجام بدهم تا تغییرهای بزرگی ایجاد کنم. این کتاب به میآموزد: همهی ما میتوانیم کاری کنیم که حال زمین خوب باشد. اگر ما از او مراقبت کنیم، او هم از ما مراقبت میکند!
پرنده مجروح _ آموزش به روش مونته سوری
یک روز صبح لیو و امی کنار پنجره نشسته بودند و نقاشی میکردند.
ناگهان چیزی به پنجره خورد.
تق! یک پرنده بود!
پری جادویی دانشمند – نجات درختان
ستاره یک پری جادویی است که جادو را باور ندارد. اما پریها که خودشان موجودات جادویی اند!
پریهای شهر پریان، علم را باور ندارند. آنها همهی مشکلاتشان را کمک وردها و چوبهای جادویی حل میکنند. حالا یک پری جادویی دانشمند قرار است توی شهر پریان چه کار کند؟
جودی دمدمی ۳ – جودی دنیا را نجات میدهد
جودی سر کلاس ناگهان میشنود که جنگلهای استوایی در خطر نابودی هستند. وقتی میفهمد که گونههای کمیاب طبیعت هم در خطرند ولی آدمها زبالهسازند،بیشتر میترسد و حالا جودی به فکر نجات دنیا افتاده است…
چند تا درخت
چندتا درخت میشود یک جنگل؟ هرکدام از حیوانات فکر میکنند خودشان جواب را میدانند و حرف همدیگر را قبل ندارند،اما هیسسسس …کسی از پشت بوتهها چیزی گفت؟
جنگل برای همه
جنگل سرسبز و زیبا زیر آسمان آبی خودنمایی میکرد. حیوانات جنگل از اینسو به آنسو میدویدند، بازی میکردند، غذا میخوردند، لانه میساختند و در آرامش زندگی میکردند. تا اینکه روزی انسانی بهدنبال جایی برای زندگی، پا به جنگل گذاشت و شروع به ساختن خانه کرد. از آن روز به بعد همهچیز عوض شد ...
وقتی مادربزرگ به تو نهال لیمو هدیه میدهد
وقتی مادربزرگ برای تولدت یک نهال لیمو به تو میدهد، با آن چه کار میکنی؟ وقتی مادربزرگ برای تولد لولا نهال لیمو به او هدیه میدهد، لولا متعجب و ناراحت شد. اما وقتی لولا به راهنماییهای بامزه و دقیق راوی عمل میکند متوجه میشود که نهال لیمو دقیقا همان چیزیست که به آن نیاز دارد.
قصه های چارلی و لولا ۱۸ – بازی با زبالههای طلایی
لولا تصمیم میگیرد برای شلوغ و کثیف نشدن اتاقش همه وسایلش را دور بریزد، بعد چارلی به او بازیافت کردن را پیشنهاد میکند و سعی میکنند باهم زبالههایشان را بازیافت کنند.
جغد در مهتاب
در شبی زمستانی و دیروقت، دختری کوچک به همراه پدرش به تماشای جغد میرود.
زویی و عینک ایده ساز ۴ – پرپیشی ها در یخبندان
زنگ در پشتی به صدا درآمده و دل توی دل زویی و ساسافراس نیست که با یک حیوان جادویی جدید آشنا شوند. زویی خم میشود و هرچه نگاه میکند، جز کپه های سفید برف چیزی نمیبیند. اما دقیقتر که نگاه میکند، نقطه های صورتی کوچکی روی برف میبیند که با هر سیخونک تکان میخورد و خِرخِر میکند! آنها شبیه گربه های کوچک ششپایی هستند با بالهای پروانه ای سفید که خالخال صورتی دارند! اما چه اتفاقی ممکن است برای این پَرپیشیهای کوچولو افتاده باشد که به کمک زویی و ساسافراس نیاز پیدا کرده اند؟ نکند توی سرما گرفتار شده اند و خودشان و بچه هاشان چیزی برای خوردن پیدا نکرده اند؟ اگر تخمهایشان زیر برف مانده باشد چی؟ انگار راستی راستی زویی باید دست بجنباند وگرنه ممکن است اتفاق بدی بیفتد!
زویی و عینک ایده ساز ۳ – اسب های دریایی
دل توی دل زویی نیست که دوباره زنگ در پشتی به صدا دربیاید و او یک موجود جادویی دیگر ببیند. اما انگار خبری از آنها نیست. او هم سعی میکند خودش را یکجوری سرگرم کند تا حوصله اش سر نرود. برای همین تصمیم میگیرد با ساسافراس و وسیله ای که خودش برای دیدن موجودات دریایی کوچولو درست کرده کنار نهر برود. اما وقتی به آنجا میرسد، خیلی متعجب و ناراحت میشود. هیچ خبری از موجودات کوچولوی کف دریا نیست! یعنی چه اتفاق بدی برایشان افتاده؟ نکند آب نهرشان آلوده شده؟! انگار زویی دوباره باید با کمک مامان آزمایشهای علمیاش را از سر بگیرد.
ماجراهای هاپو ۴ – آرزوی تخم مرغ ها
وقتی تازه شروع می کنید به خوندن داستان برای بچه ها و کم کم می تونن خط داستانی رو دنبال کنن، باید داستان های چندخطی کوتاه براشون بخونید با تصویرهای جذاب و ساده. اینطوری بچه ها بعد از یه مدت می تونن کتاب رو ورق بزنن و از روی تصویرها از داستان سر دربیارن.
مجموعه هاپو برای این کار عالیه. برای اینکه کم کم یه بچه ی دو سال به بالا رو با داستان آشنا کنه.
روباه قرمز این مجموعه 4 جلدی رو به کسایی که بچه 2 تا 4 ساله دارن به شدت توصیه می کنه.