ته جدولی ها ۱ – راز داورهای خواب آلود
آنها یک تیم فوتبال دبستانی هستند. البته تا قبل از اینکه کسی بخواهد تیمشان را منحل کند همیشه تهِ تهِ جدول بودند. اما حالا با هم پیمان بستهاند که تا عمر دارند با هم بازی کنند و هیچچیز از هم جدایشان نکند. این تازه اول راه است. کلی ماجرا در انتظار این تیم همدل و همراه است که اگر نخوانید از دستتان رفته.
آدمهای معمولی جهان را تغییر میدهند – این منم محمدعلی کلی
همیشه بهخاطر عقایدم روی رینگ زندگی مبارزه کردم. محمدعلی، مبارز افسانهای دنیا، روی رینگ بوکس بینظیر بود. از او بهعنوان بهترین بوکسور تاریخ یاد میشود، اما خودش میگوید مهمترین مبارزههایش علیه تبعیض نژادی در بیرون از رینگ بوده است. او اسمش را از کاسیوس کلی به محمدعلی تغییر داد و مسلمان شد. محمدعلی کوشید علیه بیعدالتی مبارزه کند. وقتی بقیه سعی میکردند او را بیرحمانه از روی رینگ زندگی پرت کنند بیرون، این بوکسور بینظیر و خستگیناپذیر پایِ عقاید و باورهایش ماند و کوتاه نیامد. محمدعلی رنج تمرین و مبارزه را تحمل کرد تا بتواند قهرمان مردم باشد.
داستانهای فیلی و فیگی ۱۶ – وال بال بازی
فیگی یک توپ پیدا میکند، ولی یک پسر گنده توپش را میگیرد؛ پسری که از فیلی هم بزرگتر است.
خیلی خیلی خیلی بزرگتر...
مردان کوچک رویاهای دور و نزدیک: محمدعلی کلی
مردان کوچک، رویاهای دور و دراز قصهی مردانی است که با خیالپردازیهایشان زندگی کردند. مردانی که رویاهایشان را دوست داشتند. آنها با دل دادن به رویاها و آرزوهایشان موفق شدند برای همیشه در تاریخ بمانند. از محمدعلی کلی بهعنوان بزرگترین مشتزن کل تاریخ یاد میشود و قهرمانی که این کلمات را زندگی کرد: «روزها را نشمارید، روزها را با هم بسازیم.»
لامایونایتد ۱
یم منچستریونایتد را میشناسید؟ بد نیست بدانید که لاماها هم تیم فوتبال خودشان را دارند! فکر کنید اگر یازده تا لامای مشنگ ندانسته خاکستر بهترین فوتبالیست تاریخ را بخورند چه خواهد شد؟ البته که آنها فوتبالیستهای محشری میشوند! لامایونایتد با مربیگری پسربچهای یازده ساله به نام تیم و دوست عجیبوغریبش قاهره و پیرمرد اسکاتلندیِ برندهی جام جهانی (بله، ظاهراً این مورد حقیقت دارد) وارد مسیر شگفتانگیز بازیهای یک جام میشوند، اما چه کسی دوست دارد به تیمی از لاماهای مشنگ ببازد؟ هیچکس!
تیمهای رقیب تمام تلاششان را میکنند تا راه لامایونایتد را سد کنند. وقتی پای باارزشترین جام فوتبال دنیا درمیان باشد، آنوقت فوتبال، بازی خشن و ناجوانمردانهای خواهد بود.
لامایونایتد ۲ لاماها به پیش
لامایونایتد برگشته است! و این بار آنها به جامجهانی میروند.
تیم ملی انگلیس چندان موفق نیست و با نزدیکشدن جامجهانی، مربیشان در پیِ اکسیری جادویی است تا به کمک آن رقبای سختشان را شکست دهند. برای همین تیم و قاهره (دوست و مربی لاماها) با قرضدادن بعضی از بهترین بازیکنان لامایونایتد به تیم ملی موافقت میکنند.
اما لاماها سخت با شرایط حضور در مسابقات کنار میآیند و قاهره هم انگار بهکل حواسش پرتِ چیز دیگری است. هرچه فینال نزدیکتر میشود، اینطور به نظر میرسد که همه نمیخواهند به تیم ملی برای رسیدن به رؤیای جامجهانی کمک کنند...
غول های غارنشین ۲ غارچستر یونایتد
آقای غارنشین از ترس اینکه بقیهی غارنشینها فکر نکنند او از یک بز ترسیده، مجبور شد دست همسر و بچهاش را بگیرد و خانه و زندگی را از غار کوهستانیشان ببرد به شهر ساکت و آرام بیدِلسدِن.
ته جدولی ها ۴ – راز چشم شاهین
برای نخستین بار در تاریخِ سویالاچیکا، چهار تیم افسانهای در رقابتهای سال نو به مصاف هم میروند: رئالمادرید، بارسلونا، اتلتیکومادرید..
و سوتوآلتو!
و برای نخستین بار در تاریخ فوتبال نونهالان، فنّاوری چشم شاهین در مسابقات به کار گرفته خواهد شد.
اما یکی شهر را پر از دیوارنوشتههایی کرده که رازهای بازیکنان تیم و مردم شهر را افشا میکنند.
آیا هدفش بههمزدن تمرکز بازیکنان است تا نتوانند توی مسابقات سال نو نتیجه بگیرند؟
ته جدولی ها ۹ – راز بارش شهابی
داستان چیست؟ همهچیز از روزی شروع شد که وارد دیزنیلند شدیم.
ته جدولی ها ۸ – راز سیرک آتش
چیزی نمانده که تعطیلات عالی هفتهی آخر سال به فاجعهای تمامعیار تبدیل شود. اینکه همهچیز به روال طبیعی خود برگردد، به عشقفوتبالها بستگی دارد. قرار بود تعطیلاتِ فراموشنشدنیای باشد. قرار بود آخرین مسابقهی فوتبال سال را برگزار کنند: مسابقهی بچهها با پدر و مادرها. بعدش هم قرار بود با هم به ورزشگاه اتلتیکو مادرید بروند تا فینال جامحذفی را تماشا کنند. اینها به کنار، سیرک بزرگ آتش هم به سویالاچیکا آمده تا برنامههای جذاب و هیجانانگیزی ترتیب دهد، اما با شروع آتشسوزیهای مرموز در شهر، همهچیز به هم ریخته است. عشقفوتبالها که پیمان بستهاند تا همیشه کنار هم باشند، این بار در جلد هشتم از مجموعهی تهجدولیها باید دستبهکار شوند و مقصر آن خرابکاریها را پیدا کنند.
ته جدولی ها ۷ – راز پنالتی نامرئی
وقتی باد شمالی شروع به وزیدن میکند، در سویالاچیکا هر اتفاقی ممکن است بیفتد... ... مثلاً اینکه وسط یکی از بازیهای سرنوشتساز سوتوآلتو برای بقا در لیگ، نقطهی پنالتی ناپدید بشود... ... و کسی نداند که رادو، سرایدار مدرسه و مسئول کشیدن نقطهی پنالتی، کجا غیبش زده... ... و اینکه دوستهای پدرت بریزند توی خانهتان و همهچیز را زیرورو کنند. پس حواستان را جمع کنید، عشقفوتبالها! چون باد شمالی شروع به وزیدن کرده است!
ته جدولی ها ۶ – راز قلعهی افسون شده
مسابقات بینالمللی شش خاندان. با رقابتهای متنوع، از جمله فوتبال. مسابقات در اسکاتلند برگزار میشود؛ در طول یک هفتهی کامل، با حضور تیمهایی از سراسر جهان. از همه بهتر این است که شبها توی یک قلعهی قدیمی میخوابیم. توی قلعه!!! قلعهاش که شبح ندارد احیاناً؟ در اسکاتلند، همهی قلعهها شبح دارند!
از فرق سر تا نوک پا
تو این کتاب جذاب بچهها هم با حیوانات آشنا میشن و هم تو هر صفحه لازمه یکی به یکی از حرکات حیوانات دقت کنن و بعد اونو تکرار کنن.
مثلاً چی؟ مثلاً مثل پنگوئن سر بچرخونن یا مثل گربه کمر و خم کنن.
با خوندن این کتاب حتماً شاد شاد میشید. فقط کافیه شما و بچه هر دو سعی کنید حرکتها رو تکرار کنید و با این کار حسابی با هم بخندید. 😍😍😍
اگه بچهی ۲ تا ۶ ساله دارید برای خریدن این کتاب لحظهای شک نکنید.
ته جدولی ها ۱ – راز داورهای خواب آلود
آنها یک تیم فوتبال دبستانی هستند. البته تا قبل از اینکه کسی بخواهد تیمشان را منحل کند همیشه تهِ تهِ جدول بودند. اما حالا با هم پیمان بستهاند که تا عمر دارند با هم بازی کنند و هیچچیز از هم جدایشان نکند. این تازه اول راه است. کلی ماجرا در انتظار این تیم همدل و همراه است که اگر نخوانید از دستتان رفته.
بنگاه کارآگاهی لاسه و مایا – ماجرای مسابقهی فوتبال
خب دیگه وقتش شده که ما اینجا به شما لاسه و مایا را معرفی کنیم. لاسه و مایا دوتا همکلاسی هستن که در شهر والهبی زندگی میکنند و برای خودشان یک بنگاه کارآگاهی دارند. شهر والهبی شهر کوچکیست و آن دو دوستان زیادی دارند، مثل رئیس پلیس شهر، مرد طلافروش، کشیش، مدیر مدرسه، آقای پستچی، مدیر موزه، مدیر سیرک. داستانهای لاسه و مایا اما وقتی شروع میشود که در شهر اتفاقات عجیبی رخ میدهد. مثل ناپدید شدن جام فوتبال، فرار کردن چند زندانی، غیب شدن الماسهای گرانقیمت، زنده شدن مومیایی یا سرقت از تماشاگران سیرک! حالا این دو دوست باهوش به کمک هم و دنبال کردن سرنخها میروند تا رازهای پشت پردهی اتفاقات را پیدا کنند. دوست دارید در این ماجراجویی کارآگاهی همراه لاسه و مایا شوید و ببینید با سرنخهایی که از اول داستان برای ما هم گفته میشود میتوانید اسرار را برملا کنید؟