آمبربراون ۹ – از حسودی کبود میشود
همهاش تقصیر پدر و مادر آمبر براون است. انگار هیچکدام حواسشان به آمبر نیست. مامان بدون آمبر برای دیدن خاله پام به کالیفرنیا میرود و باز بدون آمبر در دیسنیلند خوش میگذراند. پدر هم وقتی قرار است با او باشد یادش میرود و با غریبهها قرار میگذارد. آمبر دارد از ناراحتی میترکد!
آمبربراون ۸ – من آمبر براون
پدر آمبر براون برگشته و این یعنی: چند روز پیش مامان و چند روز پیش پدر و دعواهای بیشتر. کدام بخش آمبر مال مامان و کدام قسمتش مال باباست؟ یعنی او دیگر هیچ وقت مال خودش نیست؟ آمبر میخواهد گوشهایش را سوراخ کند، مامان اجازه نمیدهد و پدر هم چیزی از ماجرا نمیداند.
آمبربراون ۷ – احساس آبی دارد
چه تصمیم سختی! آمبر براون باید بین گذراندن تعطیلات با مامان و نامزد او و یا رفتن با پدر به نیویورک یکی را انتخاب کند. اما او نمیخواهد انتخاب کند. با این همه، پدر و مامان اصرار دارند که تصمیمگیری به عهدهی او باشد. و همه چیز وقتی به هم میریزد که کلی گرین، شاگرد جدید پا به کلاس آنها میگذارد.
آمبربراون ۶ – از عصبانیت قرمز میشود
از وقتی مامان و مکس نامزد شدهاند، فکرهای عجیب و غریبی به سر آمبر براون میزند. همه چیز دارد تغییر میکند. قرار است پدر برگردد پیش آنها و از آمبر هم خواسته که با او زندگی کند. حالا هر بار که پدر و مامان تلفنی با هم حرف میزنند دعوایشان میشود و آمبر نمیداند چهکار کند؟
آمبربراون ۵ – همیشه آمبر براون
خدایا! کاری کن عکسم خوب بشود... عکسهای آمبر براون در مدرسه همیشه کفر او را در میآورند، چون شبیه او نیستند! از آن بدتر این که نمیداند عکسش را به کی بدهد... به مامان یا بابا؟ پدربزرگ یا مادربزرگ؟ نه، نه، به جاستین... اما خاله پام چطور؟ عکسهای مدرسه درست مثل زندگی، بعضی وقتها آنطور که میخواهی از آب در نمیآیند!
آمبربراون ۴ – امتیاز بیشتری میخواهد
چهطور جرات میکند به او بگوید: عزیزم؟! آمبربراون توی بد دردسری افتاد! اوضاع بدجوری به هم ریخته و همهچیز هی بد و بدتر میشود. بدتر از همه اینکه مامانش قرار است با مکس ازدواج کند! آیا آمبر میتواند کاری کند که همهچیز دوباره مثل قبل روبهراه شود؟
آمبربراون ۳ – به کلاس چهارم میرود
همهاش تقصیر پدر و مادر آمبر براون است. انگار هیچکدام حواسشان به آمبر نیست. مامان بدون آمبر برای دیدن خاله پام به کالیفرنیا میرود و باز بدون آمبر در دیسنیلند خوش میگذراند. پدر هم وقتی قرار است با او باشد، یادش میرود و با غریبهها قرار میگذارد. آمبر دارد از ناراحتی میترکد!
آمبربراون ۲ – آبله مرغان خوردنی نیست
حدس بزن دیگر چه اتفاقی افتاد؟ بالاخره تابستان آمد و حالا قرار است آمبر براون با خاله پام به لندن برود و بعد هم برای دیدن پدرش به پاریس. اما وقتی که با یک عالمه هیجان به لندن میرسد، یک دفعه همهی تنش به خارش میافتد... و میفهمد که آبلهمرغان گرفته! یعنی همهی تعطیلاتش خراب شده؟ و حالا که نمیتواند به پاریس برود، چهطور پدرش را مجبور کند که دوباره برگردد و با مامان آشتی کند؟
آ مثل آمبر ۲ – آمبر و ماجراهای سفر
آمبر بروان و جاستین دو تا دوست صمیمی هستند که میخواهند برای تعطیلات با هم بروند سفر! فقط یک مشکل هست. آن هم برادر کوچک جاستین، دَنی است که همیشه میخواهد به آنها بچسبد. آیا آمبر میتواند راهی بیدا کند که از دست دَنی خلاص شود؟
آ مثل آمبر ۴ – آمبر و معلم جدید
به کلاس دوم خوش آمدید! اولین روز کلاس دوم است و آمبر بروان حسابی هیجان زده شده. اما کمی هم عصبی و نگران است.آیا آمبر می تواند با معلم جدید و عجیب و غریب کلاس دوم کنار بیایید؟
آ مثل آمبر ۵ – آمبر و قانون های کلاس دوم
چرا من نمیتوانم اتاقم را تمیز نگه دارم؟ کلاس دوم دارد به یک کلاس فوقالعاده تبدیل میشود که ناگهان مشکلی بیش میآید: یک قانون جدید. خانم لایت میگوید همه باید کشوهای میزشان را تمیز نگه دارند. اما کشوی نیمکت آمبر بروان هیچ وقت تمیز نیست. آیا آمبر میتواند راهحلی پیدا کند؟
آ مثل آمبر ۱ – آمبر و هدیه ی جشن تولد
آمبر براون برای جشن تولدش یک ساعت مچی میخواهد. شاید دوست صمیمیاش، جاستین دانیلز، هم یکی لازم داشته باشد. او اصلاً منظم نیست! یعنی جاستین به جشن تولد آمبر هم دیر میرسد؟
آ مثل آمبر ۳ – آمبر و شهربازی
به شهر بازی خوش آمدید! آمبر بروان فکر میکند که امروز یکی از بهترین روزهای زندگیاش است و در شهر بازی خیلی به او خوش میگذرد. اما انگار هیچ چیز آن جوری که آمبر فکر میکند، نمیشود. نکند بهترین روز آمبر تبدیل به بدترین روز زندگیاش شود؟
آمبربراون ۱ – یک مداد شمعی نیست
پائولا دانزیگر نویسنده مجموعه آمبر براون با خلق داستانهایی طنز از زبان آمبر براون، احساسات تلخ و شیرین او را پس از جدایی پدر و مادرش به شکلی واقعی به تصویر میکشد.