جودی انجمن مخفی تشکیل میدهد/ جودی دمدمی ۱
جودی و دوستانش انجمنی مخفی تشکیل میدهند. تنها شرط عضویت در این انجمن این است که قورباغهای روی دستت جیش کند!
جودی دمدمی ۴ – جودی آینده را پیشگویی میکند
جودی دمدمی یک «انگشتر حالنما» جایزه میبرد. هر کس نگین انگشتر را فشار دهد، رنگ نگین عوض میشود و انگشتر حالش را نشان میدهد.
جودی میخواهد به کمک این انگشتر، آیندهی دیگران را پیشگویی کند. جالب اینکه بعضی از پیشگوییهایش درست از آب در میآید!
جودی دمدمی و استینک ۳ توفان و تاریکی ترسناک
این داستان ماجراهای جودی و استینک را در یک توفان سهمگین روایت میکند. در این توفان برق شهر هم قطع میشود. حالا آنها باید با تاریکی و ترس ناشی از قطع برق روبرو شوند. آنها مواد غذایی، باتری و شمع تهیه میکنند. اما تندباد علاوه بر باد و باران شدید، اشباح و موجودات فضایی نیز با خودش میآورد.
جودی دمدمی و استینک ۲ در جست و جوی گنج
از همان وقتی که کشتیها راهی دریا شدند، دزدان دریایی وجود داشتند. از وقتی هم که دزدان دریایی وجود داشتند، استینک دمدمی دلش میخواست با کشتی به جزیرهای برود، آن هم یک جزیرهی گنج.
قایق تفریحی دقیقاً یک کشتی دزدان دریایی نبود، اما به هرحال بهتر از هیچی بود! استینک دستش را توی کیف وسایل نجاتش (معروف به کیف کوله) کرد؛ قطبنما، چراغقوه، دفترچهی یادداشت، کتاب جزیرهی گنج، پرچم دزدان دریایی، کتاب قانون دزدان دریایی… و دوربین یکچشمی!
جودی دمدمی و استینک ۱ تعطیلات خوش کریسمس
استینک و خواهرش جودی خودشان را برای تعطیلات کریسمس و برگزاری مراسم سال نو آماده میکنند. فهرست هدیههایی که جودی دوست دارد امسال برای سال نو دریافت کند هر روز بلندتر میشود. اما استینک تنها چیزی که برای هدیه سال نو میخواهد، باریدن برف است.
جودی دمدمی ۵ – جودی دکتر میشود
جودی دمدمی امروز تصمیم گرفته که در آینده دکتر شود. از خوششناسیاش،معلم علوم از بچهها میخواهد که هر کس دربارهی بخشی از بدن انسان تحقیق کند.
اما دردسر از جایی شروع میشود که جودی تصمیم میگیرد تحقیق خود را با یک عمل شروع کند. او میخواهد شکم قورباغهی برادرش را باز کند تا دل و رودهاش را ببیند و دوباره آن را بخیه بزند!
جودی دمدمی ۲ – جودی مشهور میشود
جسیکا، همکلاسی جودی، در مسابقه مقام اول را به دست میآورد و عکسش هم در روزنامه محلی چاپ میشود. جودی هم به فکر میافتد که کاری کند تا مشهور شود و عکسش را در همهی روزنامهها چاپ کنند.
و جودی برای مشهور شدن، چه کارها که نمیکند!
جودی دمدمی ۱۱ – جودی مریخی میشود
وقتش رسیده جودی اخمهایش را باز کند و لبخند بزند و با برادر کوچکش،استینکی لاستیکی مهربان بشود. اما مگر میتواند یک روز کامل خوشاخلاق باشد؟ چی؟ یک هفتهی کامل؟ البته با بافتنی انگشتی میتواند خودش را آرام کند و فکرش را از غرغر و بداخلاقی دور کند؛ ولی بافتنی انگشتی هم سختیهای خودش را دارد…
جودی دمدمی ۱۳ – ملکه می شود
قرار است جودی برای درس مطالعات اجتماعی، درخت خانوادگی یا همان شجرهنامه درست کند.
او از روی مدارک قدیمی خانوادگیشان میفهمد که ممکن است با ملکهی انگلستان نسبت فامیلی داشته باشد!
جودی آرام و قرار ندارد تا هرچه زودتر این خبر دست اول را به دوستهایش بگوید. اما در کلاس، وقتی جسیکا از درخت خانوادگیاش میگوید، رازهای تازهای برملا میشود که جودی را حسابی غافلگیر میکند.
جودی دمدمی ۹ – جودی و تابستان پرماجرا
بابا و مامان به سفر میروند و جودی و استینک را به عمه اُپال میسپارند. حالا این به کنار، دو تا از رفیقهای جودی هم میخواهند تعطیلات را به جای دیگری بروند.
جودی از تابستان کسلکنندهای که در پیش دارد، شاکی است؛ اما اتفاقهایی میافتند که او به خواب هم نمیدید!
جودی دمدمی ۱۵ – دوشنبههای دلگیر
جودی حاضر است هر کاری بکند اما دوشنبه به مدرسه نرود، یا اصلاً دوشنبهای در کار نباشد. اما وقتی بالاخره به هر ضربوزوری شده به مدرسه میرود، آقای تاد را میبیند که کلاس و خودش را با پلاستیکهای حبابدار یکی کرده! و همین میشود شروع ماجرایی تازه که جودی و استینک با خلاقیت و خوشفکری همیشگیشان راه میاندازند: آنها میخواهند برای تمام روزهای هفته یک مناسبت فوقباحال پیدا کنند تا سوپرموپرخوشگذرانی راه بیندازند. جودی و دوشنبههای دلگیر داستانی است با ایدههای درخشان برای لذت بردن از زندگی و به کودکان نشان میدهد چگونه میتوانند با فعالیتهای ساده و روزمرهشان در تحقق صلح و برقراری آرامش در جهان نقش موثری داشته باشند.
جودی دمدمی و دوستان ۹ جودی دمدمی چپ دست می شود
آینده مال چپدستهاست! جودی راستدست است. فردا روز چپدستهاست و بابا و استینک قرار است این روز را جشن بگیرند و بروند کارخانهی بیسکویت نمکی. اما استینک دوست دارد جودی هم با آنها بیاید. مشکل اسنجاست که جودی برای شرکت در جشن باید تمام روز از دست چپش استفاده کند. اما انگار چپدست بودن به این راحتیها هم نیست!
جودی دمدمی و دوستان ۸ جودی دمدمی پری دندان می شود
جودی دمدمی از یک پسر کلاس پنجمی شنیده که پری دندان وجود ندارد و حالا میخواهد خودش امتحان کند ببیند حرف او راست است یا نه! جودی برای این کار تنها به دو چیز احتیاج دارد: یک عدد دندان لق و یک تله برای پری دندان.
جودی دمدمی و دوستان ۶ خانم دمدمی در بدبیاری روز تولد
هر سال در روز تولد خانم دمدمی اشکالی پیش میآید و برای همین امسال قرار است اوضاع تغییر کند. امسال جودی دمدمی میخواهد همه چیز را برنامهریزی کند تا صد درصد مطمئن شود که روز تولد مامان عالی برگزار میشود. اما مگر به همین سادگیهاست؟
جودی دمدمی و دوستان ۷ آقای تاد در روز شوخی اول آوریل
روز شوخی اول آوریل است و جودی آرام و قرار ندارد چون میخواهد معلمش آقای تاد را دست بیندازد. اما او به یک دلیل دیگر هم روز اول آوریل را خیلی دوست دارد چون روز تولدش است. جودی نگران است که همه غرق کارهای بامزهی شوخی اول آوریل شوند و روز تولدش را فراموش کنند.
جودی دمدمی و دوستان ۵ در دردسر حیوان های خانگی
دکتر جودی دمدمی تا یک حیوان خانگی مریض ببیند فوری متوجه میشود. آروارهها، گیاه گوشتخوار جودی بدجور مریض شده. حالا جودی باید دست به کار شود و فوری درمانش کند.