داستان های فیلی و فیگی ۱۲ – چی کار کردی با خودت!
فیلی با خرطوم شکسته میرود پیش فیگی. فیگی نگران میشود و میخواهد بداند چه اتفاقی برای دوستش افتاده؛ برای همین فیلی شروع میکند به تعریف کردن ماجرا...
داستانهای فیلی و فیگی ۱۹ – چرا صبر کنم؟
فیلی و فیگی بهترین دوستهایی همدیگر هستند. فیگی میخواهدفیلی را غافلگیر کند، ولی فیلی باید صبر کند …خیلی صبر کند …خیلی خیلی صبر کند…اصلاً غافلگیرشدن ارزش اینهمه صبرکردن را دارد؟
داستان های فیلی و فیگی ۲۱ – با تشکر از همه
فیگی میخواهد از همه تشکر کند، از سنجابها، مار، نهنگ و حتی پنگوئن بستنیفروش.
فیلی یادش میاندازد که یک نفر را فراموش کرده.
یک نفر خیلی خیلی مهم...
داستان های فیلی و فیگی ۱۳ – من و تو و بستنی!
فیلی میخواهد یک تصمیم گنده بگیرد، ولی واقعا حواسش هست که به موقع این کار را بکند؟
داستانهای فیلی و فیگی ۱۷ – من قورباغهام! تو چی؟
فیگی پنج دقیقه است که تبدیل به یک قورباغه شده و مدام قورقور میکند! چهطور ممکن است همچین اتفاقی افتاده باشد؟
غافلگیری های جورواجور آماندا و تمساحش
داستان های فیلی و فیگی ۰۱ – دیدی پرواز کردم!
فیگی میخواهد پرواز کند، ولی فیلی فکر میکند او موفق نمیشود. حالا جدیجدی فیگی بلد است پرواز کند؟!
داستانهای فیلی و فیگی ۰۴ – اسباببازی عزیزم!
فیلی پیشنهاد میدهد اسباببازی جدید فیگی را پرت کنند توی هوا. ولی اگه اسباببازی جدیدی فیگی شکست، چی؟ با هم قهر میکنند؟
داستان های فیلی و فیگی ۰۷ – توپم کجاست؟
به نظر فیلی پرتاب توپ کلی فوتوفن دارد. ولی فیگی یک چیزی میداند که فیلی اصلاً ازش خبر ندارد...
داستان های فیلی و فیگی ۰۸ – عچووو!!!
فیلی فکر میکند به دوستش فیگی حساسیت دارد!
ولی آیا فیلی باید برای همیشه از دوستش دور بماند؟
داستان های فیلی و فیگی ۰۲ – خوشحال شدی؟
فیلی یک گوشه نشسته و ناراحت است. به نظر شما...
فیگی چهجوری میتواند خوشحال باشد وقتی دوستش غصه دارد؟