قورباغه دوست پیدا می کند
کتاب « قورباغه دوست پیدا می کند » داستانی است لطیف درباره مهربانی، دوستی و قدرت عشق نوشتهی نویسنده و تصویرگر برجسته هلندی ماکس فلت هاوس.
قورباغه میترسد
داستان « قورباغه می ترسد » به زبان ساده به مسالهی ترس میپردازد. قورباغه از اشباح و هیولاها میترسد. دوستانش در ابتدا میگویند که به این چیزها باور ندارند و از آن نمیترسند، اما این ترس به آنها هم سرایت میکند. در پایان داستان کودک درمییابد که هر کس از چیزی میترسد؛ از تاریکی، ترس از تنها شدن یا ترس از دست دادن کسانی که دوستشان داریم… اما خوب است که ما درباره ترسهایمان با بزرگترها صحبت کنیم چون شاید آنها بتوانند به ما کمک کنند تا بر آنها غلبه کنیم.
قورباغه و شهاب
آن شب همه به آسمان نگاه میکردند. قرار بود اتفاقی توی آسمان بیفتد: یک شهاب خیلی سریع از جلوی چشمان همه گذشت. همه آن را دیدند الا قورباغه. همه آرزو کرده بودند الا قورباغه.
قورباغه و آواز پرنده
فلت هاوس در کتاب « قورباغه و آواز پرنده » با زبانی ساده کودکان را با مرگ و آیین خاکسپاری آشنا میکند. او تلخی مرگ را در کنار زیباییهای زندگی نشان میدهد که به کودکان کمک میکند دریابند که از دست دادن عزیز غمانگیز است اما زندگی همچنان ادامه دارد.
قورباغه و گنج
در کتاب « قورباغه و گنج » قورباغه و خرس عروسکی در یک شرایط ترسناک و استرسزا گیر میافتند. قورباغه در این داستان در نقش برادر یا دوست بزرگتر ظاهر میشود و به خرس عروسکی که بسیار ترسیده است دلداری میدهد و سعی میکند با آواز خواندن ز ترس او کم کند. او در پایان داستان خرس عروسکی را به شجاع بودن ملقب میکند اما در حقیقت اوست که با شجاعت کنترل امور را به دست میگیرد تا نجات از راه برسد.
قورباغه و غریبه
کتاب قورباغه و غریبه کتاب مناسبی است که با کمک آن میتوانیم به طور غیرمستقیم، مفاهیمی مانند مهاجرت، حق انتخاب محل زندگی، پناهندگی، پذیرش فرهنگهای مختلف، پرهیز از پیشداوریهای متعصبانه، پذیرش و درک تفاوتها و دیگربودگی را با کودکان مطرح کنیم.
با قورباغه بشمار
قورباغه و اردک در علفزار میدوند. آنها یک برگ شبدر پیدا میکنند. برگ شبدرخوش شانسی میآورد. برای این که مطمئن شویم آن شبدر است باید برگ هایش را بشماریم.