فیلترها

من را می بخشی؟

34,000 تومان

خرسی به‌سرعت از درخت پایین آمد و با عصبانیت گفت: «حالا وقت آن است که خودم را حسابی بخارانم. چوبم کجاست؟»

گوش‌های فیجی قرمز شدند. او سرش را پایین انداخت و گفت: «نمی‌دانم.»

دوستی برای چیست؟

34,000 تومان

فیجی پرسید: «خرسی تو دوست من هستی؟»

خرسی جواب داد: «بله، من دوست تو هستم. تو هم دوست من هستی.»

فیجی پرسی: «دوست‌ها برای چی هستند؟»

خرسی جواب داد: «خُب…»