ماه خاموش
جو سالهاست تنها و سخت زندگی میکند و حالا با رسیدن یک نامه از زندان دوباره زندگیاش دچار تلاطم شده. نامهای از برادر بزرگترش، اد، که خبر میدهد در آستانهی اعدام است. وقتی اد به جرم قتل دستگیر شد جو فقط هفت سال داشت و حالا هفده ساله است. او راهی سفری به تگزاس میشود تا شاید برادرش را برای آخرینبار ملاقات کند. آیا میتواند او را از حکم اعدام نجات دهد؟ آیا اد بیگناه است؟
یک دقیقه بعد از نیمه شب
وزن آب
شده یه کتابی زیادی به دلتون بشینه؟ شده یه قسمتهاییش رو چند بار بخونید؟ این کتاب یکی از کتابهای مورد علاقهی ماست و این قسمت یکی از قسمتهای عزیزش برامون:
مامان یک اتاق اجاره کرده،
در کاونتری.
تا وقتی تاتا را پیدا کنیم
اینجا زندگی میکنیم:
اتاقی در طبقهی چهارم ساختمانی مخروبه
که مرا یاد کلاس تاریخ میاندازد،
و یاد عکسهای سیاه و سفید
از
روستاهای
بمباران شده.
در اتاق، آشپزخانهی سفیدی هست،
درست در گوشهاش.
و تختخوابی بزرگ،
کج و کوله، درست وسط اتاق.
شبیه کوفتهای سرد
که باید با مامان شریک شوم.
میگویم:
«این که فقط یک اتاق است»
میخواهم به او بفهمانم که
ما نمیتوانیم اینجا زندگی کنیم.
و مامان میگوید:
«بهش میگویند سوییت.»
انگار یک کلمه میتواند واقعیت را تغییر دهد
اپل و رین
اپل و رین داستان دختری به نام آپولینیا است که مادرش در کودکی ترکش کرده ولی او همیشه در انتظار برگشتن اوست. ولی زمانی که مادرش برمیگردد متوجه موضوعی میشود که او را شوکه میکند و میفهمد که بازگشتن مادرش به آن آسانیها هم که فکر میکرد نیست...