سریر شیشه ای ۶ – برج سپیده دم (بخش اول)
شائول وستفال همیشه به قدرت، وفاداری و مقام والای خود در سپاهش افتخار میکرد. اما از زمانی که قصر شیشهای در هم شکست و تمام افرادش تار و مار شدند و پادشاه سرزمین آدارلان از کشتن او صرف نظر کرد، شائول دیگر آن آدم سابق نشد. حال بدن زخمی و خردشدهاش نیاز به درمان دارد و تنها شفابخشان افسانهای که در سرزمین آنتیکا، دژ مستحکم و باشکوه قاره جنوبی، زندگی میکنند، میتوانند او را درمان کنند. جنگ در دوریان و آیلین بالا گرفته است. پیروزی و نجات در گرو راضی و متحدکردن حاکمان توسط شائول و نسریان رقم میخورد. اما چیزی که آنها در آنتیکا کشف میکنند هر دوی آنان را تغییر میدهد. حال آنها می دانند که نجات اریلیا حیاتیتر از چیزی است که تصورش را میکردند.
سریر شیشه ای ۶ – برج سپیده دم (بخش دوم)
شائول وستفال همیشه به قدرت، وفاداری و مقام والای خود در سپاهش افتخار میکرد. اما از زمانی که قصر شیشهای در هم شکست و تمام افرادش تار و مار شدند و پادشاه سرزمین آدارلان از کشتن او صرف نظر کرد، شائول دیگر آن آدم سابق نشد. حال بدن زخمی و خردشدهاش نیاز به درمان دارد و تنها شفابخشان افسانهای که در سرزمین آنتیکا، دژ مستحکم و باشکوه قاره جنوبی، زندگی میکنند، میتوانند او را درمان کنند. جنگ در دوریان و آیلین بالا گرفته است. پیروزی و نجات در گرو راضی و متحدکردن حاکمان توسط شائول و نسریان رقم میخورد. اما چیزی که آنها در آنتیکا کشف میکنند هر دوی آنان را تغییر میدهد. حال آنها می دانند که نجات اریلیا حیاتیتر از چیزی است که تصورش را میکردند.