تکههایی که من شدند
جید، دختری سختکوش است که تلاش میکند در دنیایی که انگار قصدش شکست دادن اوست، موفق شود. او میداند که
تکه هایم را کنار هم بگذار
جید میخواهد از محلهی فقیرنشین بزند بیرون تا موفق شود. مادرش هم موافق است که او باید از هر فرصتی استفاده کند. یکی از این فرصتها مدرسه ی خصوصی است، اما جید احساس میکند آنجا غریبه است. جید از حمایت کردن ها و دلسوزیها و نصیحت کردنهای دیگران خسته شده است.