رامونا 4 – رامونا و مادرش
رامونا حالا هفت سال و نیمه شده و هفت سال و نیمگی واقعاً سن پردردسری است! چون نه آنقدر بزرگ است که بتواند در خانه تنها بماند و نه آنقدر کوچک که با ویلاجین تخس بازی کند و یا مثل آن وقتها خرگوش کوچولوی مامان شود! آخر مگر میشود که او همیشهی خدا دختر کوچولوی مامانش باشد؟
رامونا 1 – رامونا و خواهرش
همه را کلافه میکند این دختر! حتماً میپرسی: «چرا، مگر چهکار میکند؟» بپرس چه کار نمیکند؟ بعضی وقتها احساس میکند که او را سر سوزنی هم دوست ندارد! ولی مگر میشود اینطوری زندگی کرد؟
رامونا 2 – رامونای آتش پاره
این بزرگترین روز زندگی راموناست. او در کودکستان به معلمش عشق میورزد. همچنین پسرکی کوچولو را به قدری دوست دارد که دلش میخواهد او را ببوسد. رامونا شیفتهی گیسوی قشنگ، فرفری و قهوهای مایل به قرمز همکلاسیاش است. موهایی که موقع بازی مثل فنر بالا و پایین میجهد... اما باید دید که رامونا چهطور دردسر درست میکند. چرا وقتی که بقیه بازی میکنند او روی نیمکت نشسته است؟ وقتی به پسرک نزدیک میشود، چرا او مثل باد از رامونا فرار میکند؟ و بالاخره اینکه رامونا چهطوری تمام کلاس را به هم میریزد.
رامونا 3 – رامونای شجاع شجاع
این دفعه دیگه ترس بی ترس! اما خیلی هم کار سادهای نیست. رامونا باید با خیلی چیزها کنار بیاید. اول از همه با تنها خوابیدن در اتاق خواب جدید و ترسناکش. بعد با شغل جدید مادر و از همه مهمتر، با معلم جدیدی که اصلاً نمیخاهد بفهمد رامونای کوچولو دارد برای بزرگ شدن این همه تلاش میکند... البته رامونا هم بیدی نیست که با این بادها بلرزد!
رامونا 8 – دنیای رامونا
آیا باید نگران رامونا بود؟ رامونا شک ندارد که کلاس چهارم بهترین سال تمام عمرش خواهد بود. چرا؟... هیجانانگیزترین دلیل، پیدا کردن یک دوست خیلی صمیمی است. با این همه روزگارش آنطور که انتظار میرود، پیش نمیرود. آیا این رامونا همان رامونای همیشگی است؟
رامونا 6 – رامونای هشت ساله
مشکلات،
شکلات نیستند که راحت حل شوند!
رامونا دختر شیرین و بازیگوش در کلاس سوم درس میخواند. حتما میتوانید
حدس بزنید که وقتی رامونای بازیگوش بخواهد خودش مشکلاتش را حل کند مرتکب چه خرابکاریهایی
می شود! بعضی از این دردسرها را حتی نمیتوانید حدس بزنید!
رامونا 5 – رامونا و پدرش
رامونا به داد پدرش میرسد؟ رامونا تازه فهمیده که پدرش کار خود را از دست داده است. دخترک دلش میخواهد بتواند مثل پسری که در تبلیغات تلویزیونی بازی میکند، یک عالمه پول در بیاورد. اما او حتی نمیتواند با خیساندن گل در آب، عطر بگیرد و بفروشد؛ چون عطرش بوی گل پلاسیده میدهد!
رامونا 7 – رامونا همیشه راموناست
وای پسر! عجب عموی پولداری! حوادث عجیب و غریب از وقتی شروع شد که حرف از آمدن عموی مرموز دوستِ رامونا به میان آمد. اما رامونا در تمام این لحظههای لبریز از شادی و سر درگمی (البته با کمی چاشنی اندوه!) واقعاً سعی میکند که هم دوست داشتنی باشد و هم به درد بخور. و رامونا هر چه که باشد، شجاع یا دوست داشتنی، آتشپاره یا خطاکار همیشه و همیشه فوقالعاده است.