برادر نمی خواهم
چقدر هیجانانگیز است: تانیا خواهر بزرگتر میشود. مامان و بابا میگویند: مامان، مامان میماند و بابا هم بابا.
البته بعد از آن که بچه میآید اوضاع فرق میکند.
فلیکس ساعت چنده؟
مدرسهی سوفی و برادرهایش ساعت ۸ شروع میشود. نیکلاس از چند روز پیش منتظر امروز بود. چون امروز کلاس شنا دارند!
نامه های فلیکس – خرگوش کوچولو به سفر دور دنیا میرود
وقتی سوفی از تعطیلات برمیگردد، توی فرودگاه اتفاق بدی میافتد. فلیکس، خرگوش عروسکی و بامزهی سوفی، گم میشود. مدتی بعد، از لندن برای سوفی نامهای میرسد- نامهای از طرف فلیکس! و این اولین نامهای است که خرگوش عروسکی سوفی از سفر دور دنیا برای او میفرستد. روزهای بعد خرگوش کوچولو نامههای دیگری از جاهای مختلف دنیا میفرستد و اطلاعات زیادی دربارهی سرزمینها و مردمی که دیده، میدهد.
فلیکس و ماجرای چمدان پرنده
در این داستان فلیکس که به همراه سوفی به دیدن خاله انا رفته است با خواندن قصه ای درباره ی چمدانی پرنده با کمک چمدانش به هند، رومانی، مکزیک و چین می رود و از مکان های تاریخی آن ها دیدن می کند و در نامه هایش از آنچه دیده است برای سوفی می نویسد.
فلیکس و غول های یخی
سوفی با پدر و مادر و اعضای خانوادهاش، برای تعطیلات، با قطار به سوئیس میروند. سوفی اینبار خیالش راحت است که جای فلیکس توی کولهپشتی امن است و هیچ اتفاق غیرمنتظرهای هم نمیافتد. اما ای دل غافل! وقتیکه سوفی به مقصد میرسد متوجه میشود که کولهپشتیاش با کولهپشتی گردشگر دیگری در قطار عوض شده است و عروسک خرگوشی عزیزش باز هم گم شده است! حالا فیلیکس کجاست؟ «فلیکس و غول های یخی» باید راه درازی را از سر بگذرانند تا به سوفی برسند. فلیکس باید از ماترهورن و بازِل، کنار دریاچهی ژنو و آبشار راین و کوه آلپ بگذرد. با این اوصاف، به نظر شما، این سفر به سوفی و فیلیکس خوش میگذرد و در نهایت، آنها همدیگر را پیدا خواهند کرد؟
فلیکس به سیرک می رود
سوفی برای دیدن دوست تازهاش، سیتا، به سیرک میرود. توی سیرک، خرگوش عروسکی مورد علاقهاش، فلیکس، غیبش میزند و هیچ اثری از او پیدا نمیشود. یک هفته بعد، نامهی مرموزی از فلیکس به دست سوفی میرسد. خرگوش کوچولو توی نامه نوشته است که او را دزدیدهاند و به این ترتیب سفر پرهیجان و ماجراجویانهی خرگوش کوچولو با سیرک بارلی شروع میشود.
فلیکس به گذشته سفر می کند
سوفی به همراه همکلاسی هایش به موزه می روند. فلیکس خرگوش پارچه ای سوفی ناپدید می شود. چند روز بعد نامه ای از فلیکس دریافت می کند و می فهمد که به دوران سنگی سفر کرده است. روزهای بعد او نامه های دیگری از دوران یونان باستان، دوره ی وایکینگ ها، قرون وسطا و …. برای سوفی می فرستد و اطلاعات جالبی را از آن دوران برای سوفی می نویسد.
وقتی فلیکس خواب می بیند
اگر مامان سوفی آن شب کتاب داستان جالب دزد دریایی را نخوانده بود، فلیکس هم چنین خواب پرماجرایی نمیدید. فلیکس یک دفعه در جزیرهای دورافتاده، نامهای پیدا میکند. نامه از طرف سوفی است که کمک میخواهد؛ چون زیبنبارت دزد دریایی بدجنس، او را دزدیده است. معلوم است که فلیکس ردپای آنها را دنبال میکند و یک عالم ماجراجویی تازه را تجربه میکند...