خوشبختانه شیر
مامان برای ارائه مقالهاش دربارهی مارمولکها به یک کنفرانس میرود و قرار میشود تا برگشتن او بابا از خانه و بچهها مواظبت کند. مسئولیت خانه و زندگی و بچهها که دست باباها میافتد معمولاً خرابکاری پیش میآید به خصوص اگر بابای خانه سر به هوا هم باشد. ولی به بچهها که خیلی خوش میگذرد. این بار خریدن یک بطری شیر از مغازهی سر خیابان داستانی هیجانانگیز دارد.
کبوتر باید حمام کند
کبوتر خیلی کثیف شده و لازم است حمام کند. اما خودش اینطور احساس نمیکند. به نظر او تمیز و کثیف فقط حرفاند و حیف است وقت را با این کارهای بیاهمیت هدر داد. اما اوضاع آنقدر بد است که به زودی دسته مگسها هم از نزدیکی کبوتر فرار میکنند.