بازی با شیرین ترین قصه ها – پینوکیو
پدر ژپتو عروسکی چوبی ساخت که از تنهایی دربیاید. ناگهان عروسک حرکت کرد و زنده شد، اما...
بازی با شیرین ترین قصه ها – جک و لوبیای سحر آمیز
جک گاوشان را فروخت و به جایش چند دانه لوبیا گرفت. مادرش لوبیاها را بیرون انداخت، اما...
بازی با شیرین ترین قصه ها – شنل قرمزی
شنل قرمزی دلش برای مادربزرگش تنگ شده بود. در مسیر خانهی مادربزرگش گرگی او را دید و دنبالش کرد، اما...