گرگ کوچولو – خودش حمام می کند
امروز گرگ کوچولو و نینی گرگی حسابی کثیف و نامرتب از پارک برگشتهاند! الان فرصت خوبی است که گرگ کوچولو نشان بدهد که میتواند خودش تنهایی حمام کند.
گرگ کوچولو – همه چیز را برای خودش می خواهد
امروز گرگ کوچولو، دختر خالهاش لونا را دعوت کرده است. قرار است حسابی در کنار هم خوش بگذرانند! اما وقتی لونا میخواهد اسباب بازیهایش را از او قرض بگیرد، گرگ کوچولو قبول نمیکند...
گرگ کوچولو – دیگر پستانک نمی خواهد
گرگ کوچولو هرجا میرود پستانکش را با خودش میبرد. اما مامان و بابا میگویند: تو دیگر بزرگ شدی! آیا گرگ کوچولو میتواند از پستانکش خداحافظی کند؟
گرگ کوچولو – خواهر کوچولویش را دوست دارد
امروز، گرگ کوچولو میخواهد مثل یک آدم بزرگ از خواهرش، نینی گرگی، مراقبت کند. نگهداری از بچهها شاید خستهات کند…اما وقت گذراندن با خواهر کوچولو کلی کیف میدهد.
گرگ کوچولو با پوشک خداحافظی میکند
گرگ کوچولو دیگر بزرگ شده، و به پوشک نیازی ندارد. وقتی که مامان به او شرت ابرقهرمانی هدیه میدهد، گرگ کوچولو تصمیم میگیرد در این ماموریت موفق شود. اینکه مثل بزرگترها به دستشویی برود.
گرگ کوچولو – خودش لباس می پوشد
امروز گرگ کوچولو تصمیم گرفته تا پدر و مادرش را غافل گیر کند: او میخواهد مثل بزرگترها تنهایی لباسهایش را بپوشد.
گرگ کوچولو – همیشه می گوید نه
گرگ کوچولو امروز مدام نه میگوید و چندان خوش اخلاق نیست. اما مامان و مامان بزرگ یک نقشهی خوب دارند...آیا گرگ کوچولو بالاخره سرحال میشود؟
گرگ کوچولو – نمی خواهد بخوابد
زمان خواب فرا رسیده امّا گرگ کوچولو خسته نیست. او دوست دارد تمام شب را قایم موشک بازی کند، به داستانهای مختلف گوش بدهد و در آغوش گرفته شود.
گرگ کوچولو – از تاریکی می ترسد
گرگ کوچولو فکر میکند هیولایی گندهبک زیر تختش قایم شده است. هرچقدر هم اتاق تاریکتر باشد، هیولا بزرگتر میشود. مامان و بابایش میگویند خیالاتی شده، اما او باور نمیکند. کتاب گرگ کوچولو از تاریکی میترسد نوشتهی اوریان للمان ما را به اتاق گرگ کوچولو میبرد تا خودمان ببینیم که آیا آنجا هیولایی هست یا نه؟ و اگر نیست، چطور میتوانیم ترس کوچولوی این قصه را از تاریکی و شب از بین ببریم.