گودال آب
مرغ چاق و مهربانی در چمنزار به دنبال خوردن دانه بود که یک دفعه رسید به یک گودال پر از آب باران و فریاد زد: وای خدا، یک مرغ چاق افتاده توی آب! با عجله از آنجا رفت پیش حیوانات دیگر که آنها را خبر کند. اما هر کدام از آنها که به لب گودال میآمد، عکس خودش را در آب میدید و مشکل بیشتر میشد، تا اینکه خورشید خانم مسئله را حل کرد و...
قورباغه ی چاه نشین
قورباغه ای در چاهی زندگی می کرد و فکر می کرد این چاه همه ی دنیاست. یک روز آب چاه خشک شد و قورباغه مجبور شد از چاه بیرون بیاید. ...