گوریل
داستان گوریل به ظرافت تمام رابطه یک پدرو مادر را به ما نشان می دهد. استفادهنویسنده از استعاره و اشارات بصری شوخ طبعانه به کتاب ها و رسانه های دیگر، بر مبنای این فرض صورت می گیرد که خوانندگانش در تاویل نکته سنجانه ی داستان توانایند.
پسرک و ناخدای شجاع
پسرک در خانه در ساحل دریا زندگی میکرد. او بسیار دوست داشت ملوان شود.
خانم حنا به گردش می رود
خانم حنا روزی تصمیم میگیرد برای گردش از خانه خارج شود. او از حیاط، از روی خرمن علف، از جلوی آسیاب، از شکاف دیوار چوبی و از زیر کندوهای عسل میگذرد و به موقع برای شام به خانه باز میگردد.اما تصاویر، داستانی دیگر دارند. علاوه بر خانم حنای تُپل و بیخیال، با روباهی آشنا میشویم که بهخاطر شکار خانم حنا بلاهای زیادی بر سرش میآید. بلاها و اتفاقاتی که به داستان انرژی بسیار و روحیهای طنزگونه میبخشد.
آبی کوچولو و زرد کوچولو
آبی کوچولو و زرد کوچولو با من دوست هستند. روزی آبی کوچولو در غیاب پدر ومادرش به دیدن زرد کوچولو می رود. اما زرد کوچولو در خانه نیست. آبی کوچولو همه جا را به دنبال او می گردد. آن ها با دیدن یکدیگر، از خوشحالی همدیگر را در آغوش می گیرند و هر دو به یک زنگ در می آیند، سبز. حالا پدر و مادر آن ها را نمی شناسند!
داستانهای صلح و دوستی – لانه اردک
فرمانده فرمان حمله داده است اما توپچی نمیتواند شلیک کند چون یک اردک در لولهی توپ تخم گذاشته و روی تخمهایش خوابیده است.
اینک فرمانده چه میکند؟
سفر به سرزمین وحشی ها
شاید بتوان گفت که سفر به سرزمین وحشی ها مشهورترین کتاب تصویری قرن بیستم در سراسر دنیای غرب است. سنداک برای نشان دادن روان شناسی پسرک نافرمان در داستان خود از صفحه آرایی کتاب سود می برد؛ هم چنین صفحه آرایی او به منظور نشان دادن بازگشت این کودک از نافرمانی به خانه و محیطی امن است.

