زنانی که شگفتی آفریدند
زنان این کتاب در شغلهایشان دستاوردهای حیرتانگیزی داشتهاند. البته با مشکلات بسیاری روبهرو شدهاند. یکی از مشکلاتی که همگی با آن روبهرو بودند این طرز تفکر بود که زنها نمیتوانند در شغلشان موفق باشند. فقط به خاطر اینکه زن هستند!
قصه های چارلی و لولا ۱۱ – دندان لق و سکهی شانس
دندان لولا لق شده است و او اصلا دلش نمیخواهد که دندانش بیفتد. تا اینکه متوجه میشود اگر دندانش بیفتد پری دندان میآید و برایش سکهای جایزه میآورد.
قصه های چارلی و لولا ۱۵ – بهترین دوست من
لولا دوست خوبی دارد به نام لوتا. آن ها همیشه و همه جا باهم هستند و همه چیز را باهم قسمت می کنند. تا اینکه لوتا دوست جدیدی پیدا می کند...
قصه های چارلی و لولا ۰۵ – دندونک باهوش من
چارلی صاحب یک موش خانگی شده و او و لولا خیلی بابت این موجود جدید هیجانزدهاند.
زنانی که زمین را نجات دادند
این کتاب داستانهایی هیجانانگیز از زنانی را روایت میکند که زندگیشان را صرف مراقبت از زمین و تمام موجودات زندهی درون آن کردند.
این کتاب مقدمهای امیدبخش و دلگرمکننده راجع به فقط تعداد اندکی از زنان استثناییای است که از جهان طبیعی ما مراقبت کردهاند.
قصه های چارلی و لولا ۱۲ -راستش را به او بگو
لولا ژاکت پشمالوی جدید لوتا را قرض میگیرد و کیف سگکدارش را در عوض به او میدهد؛ اما آیا میتواند در اداره پست و سوپرمارکت و زیر باران هم به خوبی از آن نگهداری کند؟
قصه های چارلی و لولا ۲۶ – من برنده تو برنده
لولا اصرار دارد که در همهچیز برنده باشد، حتی اگر شده با تقلب و جرزنی.
قصه های چارلی و لولا ۱۸ – بازی با زبالههای طلایی
لولا تصمیم میگیرد برای شلوغ و کثیف نشدن اتاقش همه وسایلش را دور بریزد، بعد چارلی به او بازیافت کردن را پیشنهاد میکند و سعی میکنند باهم زبالههایشان را بازیافت کنند.
قصه های چارلی و لولا ۱۷ – همهی کتابهای من
لولا عاشق کتاب سوسک ها، ساس ها و پروانه هاست. اما این بار که برای گرفتنش به کتابخانه می روند متوجه می شود که کس دیگری زودتر آن را به امانت گرفته.
قصه های چارلی و لولا ۱۴ – سخنرانی یک تمساح
لولا عاشق لباس تمساحیاش شده، جوری که تصمیم دارد آن را در روز سخنرانی مدرسه هم بپوشد و چارلی نمیتواند او را از این تصمیم منصرف کند.
قصه های چارلی و لولا ۱۰ – بهترین اسباب بازی من
بابابزرگ و مامانبزرگ قرار است برای چارلی و لولا اسکوتر بخرند، اما لولا به زمین بازی میرود و با کفشهای اسکیتی آشنا میشود و بعد اصرار میکند که حتما حتما از آنها میخواهد.
قصه های چارلی و لولا ۰۹ – خواب و خیال خرگوشی
لولا و چارلی در حال مدرسه یک خرگوش عروسکی پیدا میکنند و چون لولا خیلی نگران گم شدنش است، پوسترهایی به همهجا میچسبانند و بعد او را با خود به خانه میبرند تا صاحبش پیدایش بشود و به آنها زنگ بزند.
قصه های چارلی و لولا ۰۸ – آماده به جای خود حرکت
لولا آنقدر به برت، خوکچهی هندی مدرسه علاقهمند شده که تصمیم گرفته آن را با خودش به خانه بیاورد، ام مراقبت از او در خانه آنقدرها هم راحت نیست.
قصه های چارلی و لولا ۰۶ – من این غذا را نمیخورم
بعضی روزها چارلی باید غذای لولا را به او بدهد. اما این خیلی کار سختی است، چون لولا خیلی چیزها را نمی خورد.
قصه های چارلی و لولا ۰۲ – همان یکی بهتر است
لولا و چارلی قرار است به فروشگاه بروند و هرکدام اجازه دارند یک چیز بخرند، اما فهم اینکه یکی یعنی چندتا برای لولا چندان راحت نیست.
قصه های چارلی و لولا ۱۳- آدمبرفیهای خجالتی
لولا عاشق برف است. اما وقتی با این مسئله مواجه میشود که اگر همیشه برف ببارد به خیلی از کارهای موردعلاقهاش نمیرسد، ممکن است نظرش تغییر کند.