تقصیر من نبود که …
طفلک نودل... شانس ندارد! اتفاقهایی برایش پیش میآیند که تقصیر خودش نیست! تقصیر نودل نیست که تکالیفش را انجام نداده، بلکه دیشب مسابقهی برادرش خیلی طول کشیده است! تقصیر نودل نیست که فراموش کرده کتابش را به کتابخانه برگرداند، بلکه مادرش به او یادآوری نکرده است! تقصیر او نیست که سر همکلاسیاش آسیب دیده، بلکه همکلاسیاش در مسیر دست نودل قرار گرفته و دست نودل به سر او خورده است!
وقتی راستش را نمی گویم چه طوفانی به پا می شود
گاهی پیتر دوست ندارد راستش را بگوید. آن وقت، چیزهایی از خودش میسازد و میگوید... روزی مادر پیتر برای او توضیح داد که چگونه دروغ گفتن باعث میشود دوستان و اطرافیانش به حرفهای او اعتماد نداشته باشند و این موضوع او را ناراحت خواهد کرد.