تام گیتس ۱۱ – سگ های زامبی سلطان اند(فعلاً)
پس از مدتها، تام هم داشتن حیوان خانگی را تجربه میکند. البته صاحب حیوان خانگی نیست و برای هم کلاسی اش مارک کلامپ است. توی این داستان، اعضای گروه سگهای آدمخوار، میخواهند، گروهشان را به بهترین گروه موسیقی عالم هستی تبدیل بکنند.
تام گیتس ۱۲ کار کلاسیام، خانواده، دوستان و موجودات پشمالو
تام برای کارکلاسی اش ارزش قائل میشود و برایش کلی وقت میگذارد و کلی واقعیتهای گوناگون از اطرافیانش را میفهمد. برای مثال میفهمد که مامان و بابا سر خوردن کیک با هم آشنا شدند!. دربارهٔ موجودات پشمالو هم یک عالمه نکته پیدا میکند.
تام گیتس ۱۵ کدام هیولا؟
آقای فولرمن قرار است چند روزی نباشد ولی به جای او معلم کمکی میآید. بچههای کلاس و تام خیلی خوشحال میشوند و در رویاهایشان بازی و تفریح را تصور میکنند. اما مثل اینکه، آنقدرها هم قرار نیست با معلم کمکی خوش بگذرد.
تام گیتس ۰۹ تام گیتس، بهترینِ کلاس (تقریباً)
تام تصمیم گرفته بهترین شاگرد کلاس باشد و عضو شورای مدرسه هم بشود. برای رسیدن به اهدافش هم تلاش و کوشش خودش را دارد؛ و البته طبق روال معمول نقاشی هم میکشد؛ ولی این بار نقاشی کشیدنش حسابی دردسر آفرین میشود و کارش با باستر قلدره گره میخورد. تام و درِک خیلی مضطرب هستند و باستر قلدره همه جا دنبالشان هست.ررر
تام گیتس ۰۸ آره! نه (شاید…)
تام و پدرش چیزمیزهای خانهشان را در حراج بازار میفروشند. اما این وسط سنجاق سینه مامان هم به یک خانم سالمند فروخته میشود. بیخبر از اینکه سنجاق سینه گربه ای چقدر گرانقیمت است و ریتا هم از این ماجرا خبر ندارد.
تام گیتس ۰۷ بختم یک کوچولو خوش شانسی
بابای تام میخواهد یک بادبادک بسازد و تا با تام بیرون بروند و کلی تفریح بکنند. درِک و نورمن و تام یک برنامه دارند تا حسابی تمرین کنند که بلکه گروهشان توی جشنوکاره هفته نامه موسیقی راک قبول بشود. خیلی وقت دارند، بنابراین نگران نیستند (هنوز نه!).