کاپیتان زیر شلواری ۴ کاپیتان زیر شلواری و پاتک پر خطر پروفسور دوپی
جورج و هارولد دانشآموزان کلاس چهارم هستند و عاشق سربهسر گذاشتن دیگرانند. وقتی که شیطنتهای آنها معلم علومشان را به آخر خط رساند، مدیر از همهجا بیخبرشان، آقای کراپ، به سرعت جایگزینی برای او پیدا کرد: پروفسور پیپی تنبون، ناگفته پیداست که جورج و هارولد نمیتوانستند از خیر خندیدن به اسم پروفسور پیپیتنبون بگذرند! اما پروفسور کاری کرد که بقیهی مردم هم مجبور شوند اسمشان را تغییر دهند؛ تا اسم آنها مثل اسم خود او مسخره باشد …این ماجراها را در این کتاب بخوانید!
دوتا خفن ۳ تابستان خود را چگونه گذراندند؟
مدرسه تعطیل شده و مایلز و نایلز رفتهن تو مخفیگاه جنگلی که پر از کتاب و سرگرمی و بازیه. اونا یه حقهای میبندن و پرچم گروهان پاپا رو که فرماندهش جاش بارکینه کِش میرن. جاش قلدر قسم میخوره پرچمش رو پس بگیره و بینشون نبردی در میگیره. ولی از اونجا که فقط حقهبازها میدونن که نبرد رو کجا باید تموم کرد، این جاشه که خودش رو خراب و مضحکه میکنه. بخونین تا بدونین «حقهبازی مال پرزورها نیست!» و «ظرافت هنر خیلی واسه انگشتهای زمخت این نکبت زیاده!» یعنی چی.
دوتا خفن ۱
«مایلز مورفی» بین دوستاش خییییلی معروفه. میدونی به چی؟ به اینکه خفنترین و حقهبازترین بچهی مدرسهست.حالا هم که داره میره به مدرسهی جدیدش توی شهرِ کسلکنندهی «یانی ولی»، خیالش راحته که بازم میتونه سردستهی همهی خفنا باشه ...
اما ... صبر کنید.انگار توی این مدرسهی جدید، یکی دیگه هست که سردستهی خفناست و کارشم خیلی درسته.
فکرشو بکن.دو تا خفن بخورن به پُست هم و بخوان به همدیگه ثابت کنن کی خفنتره. چه اتفاقا و ماجراهای بامزهای این وسط پیش بیاد و ما رو حسابی بخندونه.