عشق شبیه درخت است – کودکان و مفهوم علاقه به دیگران
عشق چیز ارزشمندی است و مانند یک موجود زنده رشد میکند؛ درست مثل درختها... درختی جادویی که میشود از آن بالا رفت، روی شاخههای بزرگش لم داد و با خیال راحت از دنیا لذت برد.عشق شکلها و اندازههای جورواجوری دارد. عشق مانند درخت، هر روز بزرگ و بزرگتر میشود...
دوستی شبیه الاکلنگ است – کودکان و مفهوم تعادل در زندگی
دوستی یک جورهایی شبیه الاکلنگ است. وقتی هر دو طرف برابر باشد، الاکلنگ به تعادل میرسد. ما بعضی وقتها غرق در شادی هستیم اما دوستمان حسابی غمگین است. گاهی هم اوضاع برعکس میشود و ما احساس ناراحتی میکنیم. چطور میشود الاکلنگ دوستی را به تعادل رساند؟
بچه ی باهوش ۷ – اردک کوچولو دستشویی می رود
اردک کوچولو بزرگ شده و میخواهد روی لگن بنشیند. پایان دادن به پوشک و استفاده از دستشویی برای هر کودکی یک مرحله مهم است. این کتاب کمک میکند با قصهای بانمک و شیرین، فرزند خود را با مراحل این مساله آشنا کنید و با نگرشی مثبت و متعادل او را به استفاده از توالت تشویق کنید
رالف قصه می نویسد
زندگی شبیه باد است – کودکان و مفهوم زندگی
زندگی شبیه باد است. وقتی باد نمیوزد، همه چیز آرام میگیرد. از چرخیدن و تاب خوردن و اوج گرفتن خبری نیست. اما راستی باد کجا میرود؟ زندگی چطور؟ وقتی دیگر توی بدنمان نیست، کجا میرود؟
تو فقط شبیه خودت هستی
بدن شگفتانگیزت قسمتهای زیادی دارد که میتوانی آنها را ببینی، احساسشان کنی و تکانشان بدهی. قسمتهای دیگری هم هست که نمیتوانی آنها را ببینی! آنها در اعماق بدنت هستند. همهی قسمتهای بدنت، چه کوچک و چه بزرگ، دست به دست هم میدهند تا تو خاصترین آدم دنیا باشی...
مغز شبیه باغ است – کودکان و آشنایی با ذهن آگاهی
مغز ما شبیه باغی شگفتانگیز است. باغها کلی مسیر و جادهی جورواجور دارند که هر کدام به جایی متفاوت ختم میشود؛ زمینهای بزرگ و خالی برای بازی کردن یا شناختن موضوعات جدید. هر باغ بخشهایی دارد که میشود داخلش گیاه کاشت یا چیزهایی ماندگار خلق کرد. باغها جای خیلی خوبی برای رشد کردن و یاد گرفتن هستند.
ایگی سزار پسرک معمار پروژه های بزرگ برای معماران کوچک
ایگی سزار، عاشق ساختوساز است. یعنی راستش را بخواهید، از دوسالگی یک معمار درست و حسابی بود. چون در همان سن بود که یک ساعته، با چسب مایع و کلی پوشک، یک برج معرکه ساخت.
رزی گودنس پروژه های بزرگ برای مهندسان کوچک
مهندسها باطریهایی اختراع کردهاند که با نور خورشید یا با حرکت (انرژی جنبشی) شارژ میشوند. این باطریها چراغهای کوچک را روشن میکنند تا شبها خانه تاریک نباشد. یکی از طرحهای خلاقانهی این باطریها یویویی است که با هر رفت و برگشت شارژ میشود.
خشم شبیه سپر است – کودکان و شناخت هیجانها
خشم، احساسی شدید و پرقدرت است. خشم به ما کلی انرژی میدهد و وقتهایی که مشکلی پیش میآید یا چیزی درست کار نمیکند، باخبرمان میکند. بدنمان با خشمگین شدن، از ما محافظت میکند و هوایمان را دارد. خشم یکجورهایی شبیه سپر است.
زمین بازی شبیه جنگل است – کودکان و همزیستی با دیگران
زمین بازی یکجورهایی شبیه جنگل است. وقتی حیوانات زیادی یک جا دور هم جمع میشوند، همه چیز رنگوبویی هیجانانگیز و پرماجرا پیدا میکند. زمین بازی یادمان میدهد که چطور خودمان باشیم و با دیگران کنار بیاییم...
نگرانی شبیه ابر است – کودکان و شناخت احساسات
بعضی روزها آنقدر خوبند که دوست داریم برای همیشه جایی نگهشان داریم. اما بعضی روزهای دیگر، حتی دوست نداریم از رختخواب بلند شویم. نگرانی شبیه ابر است؛ ابری سیاه که آسمان روزمان را تیرهوتار میکند. کنار گذاشتن نگرانیها، سختترین روزها را هم کمی آفتابیتر میکند...
اینترنت شبیه چاله است – کودکان و امنیت در اینترنت
اینترنت جای باحال و شگفتانگیزی است و کلی چیز یادمان میدهد. اما همین اینترنت، بعضی وقتها شبیه یک چالهی گنده میشود. بعضی چالهها از بیرون کمعمق به نظر میرسند اما در واقع خیلی گودتر از این حرفها هستند. باید مطمئن شویم که بازی کردن توی چالهی اینترنت، خطری برایمان ندارد.
راهت را پیدا کن – ماری ادلند، دخترک دانشمند
تا حالا شده کسی به رویاهات بخنده؟
کلهی ماری پر از سؤالهای جورواجور است: چرا ساعت تیکتاک میکند؟ چرا توی دماغمون مو در میآید؟ چرا به ساعت بابابزرگ نگوییم ساعت ماری؟ ماری عاشق آزمایشهای علمی است و همه چیز را با دقت میبیند و بررسی میکند اما مامان و بابا دنبال راهی میگردند تا شاید ماری دست از این همه سؤال و آزمایش بردارد….