شنگ به مدرسه میرود
شنگ فقط میدونه که آدمهای بزرگتر خیلی از چیزایی رو که بلدن توی مدرسه یاد گرفتن و برای همین برای اسباببازیهاش یه مدرسه راه میندازه. هر کدوم از اسباببازیها تو یه چیزی خیلی استعداد دارن و همین اونا رو از بقیه متمایز کرده. روباه قرمز خوندن این کتاب رو به بچههایی که تازه دارن با مدرسه آشنا میشن پیشنهاد میکنه.
من شنگم
سلام! من شِنگم، سمور آبی!
این هم کتابی است دربارهی من و بهترین دوستانم، یعنی شِنگبان و تدی.
همهاش برمیگردد به اتفاقهای بامزه و دردسر ساز( و بفهمی نفهمی ترسناک)
یک روز پر ماجرا، وقتی شِنگبان سرِ کار بود.
امیدوارم از داستان خوشتان بیاید!
(اگر هم نیامد، احتمالا تقصیر تدی است)