ماجرای خانم شارلوت ۵ خدمتکار شگفت انگیز
آلکسیا و دوستانش عصبانی اند چون شهرداری زمین اسکیت محله شان را خراب کرده و به جایش فرهنگ سرای بزرگ و مدرنی ساخته است. در روز افتتاح فرهنگ سرا بچه ها مراسم را بهم میریزند و در زیرزمین فرهنگ سرا مخفی می شوند. در آن جاست که با خانم شارلوت خدمتکار شگفت انگیز آشنا می شوند...
ماجرای خانم شارلوت ۳ پستچی فضول
خانم شارلوت، پستچی جدید ما، نامهها را آواز بهلب و با شادی تحویل میدهد. او که کنجکاو و فضول است، هر روز یک پاکت را باز میکند و میخواند! اگر خبر بدی در نامه باشد، خانم شارلوت متن نامه را عوض میکند تا صاحب نامه ناراحت نشود. به این ترتیب خیلی زود حال و هوای دهکدهی سنت ماشین شوآن از این رو به آن رو میشود ...
ماجرای خانم شارلوت ۱ خانم معلم جدید ما
امروز صبح، خانم شارلوت، معلم جدیدمان، از راه رسید. او کلاه گندهای بر سر و پیراهن چروکیدهای بر تن دارد، اما از همه چیز بامزهتر این است که با یک تکه سنگ حرف میزند! در کلاس ریاضیات به ما یاد داد که دیوارهای کلاس را با رشتههای پختهی ماکارونی اندازهگیری کنیم!
ماجراهای کارآگاه ماریلا ۸ – موهای وزوزی ترسناک
هیچ معمایی خیلی پیچیده و هیچ مشکلی حلنشدنی نیست! اما اگر میخواهی کارآگاهی حرفهای شوی، باید خوب حواست را جمع کنی و ببینی مه موترسناک کن از کجا سر و کلهاش پیدا میشود؟
ماجراهای کارآگاه ماریلا ۷ – سبیل اسرار آمیز
هیچ معمایی خیلی پیچیده و هیچ مشکلی حلنشدنی نیست! اما اگر میخواهی بفهمی چه کسی سبیل اسرارآمیز معروف را دزدیده است، باید حسابی همهجا و همهچیز را زیر نظر بگیری.
ماجراهای کارآگاه ماریلا ۶ – آشپز غیب شده
هیچ معمایی خیلی پیچیده و هیچ مشکلی حلنشدنی نیست! اما اگر آیا میتوان فهمید چه اتفاقی برای آشپز مورد علاقهی دختران مرموز افتاده است؟
ماجراهای کارآگاه ماریلا ۳ – آشوب در موزه
هیچ معمایی، خیلی پیچیده و هیچ مشکلی حل نشدنی نیست. اما اگر میخواهی سر از کار پودل نازپروردهی موزه در بیاوری، باید خوب حواست را جمع کنی تا بفهمی واقعا طلسم شده یا نه؟
ماجراهای کارآگاه ماریلا ۵ – فاجعهی پیشی
هیچ معمایی خیلی پیچیده و هیچ مشکلی حلنشدنی نیست! اما اگر میخواهی کارآگاهی حرفهای شوی، باید خوب حواست را جمع کنی تا بتوانی خیلی بهموقع مچ گربهدزدی که تمام گربههای پادلفورد را دزدیده بگیری...
ماجراهای کارآگاه ماریلا ۲ – مسابقه ی بپز یا بباز
ماریلا و انجمن دختران مرموز باید مطمئن شوند که رفیق شفیق مرموز، شیرینیپز نابغهشان، ویولت میپل به مرحلهی نهایی برنامهی تلویزیونی مورد علاقهاش یعنی مسابقهی بپز یا بباز راه پیدا میکند. در این راه ماجراهای معمایی زیادی به وجود میآید که کارآگاه ماریلا باید آنها را حل کند.
چه کار می کنی با یک فرصت؟
این مجموعه برای همه و در هر سنی مناسب است. برای همهی کسانی که روزی چیزی را میخواستهاند، اما آنقدر ترسیدهاند که برای بهدستآوردن آن خطر نکردهاند. برای همه ی کسانی که فکر یا ایدهای نو به سراغشان می آید یا با مشکلی بزرگ دست و پنجه نرم میکنند. این مجموعه داستان تشویقتان میکند هر فرصتی را که در زندگیپیش میآید، در آغوش بکشید. از کجا معلوم؟… شاید پذیرش همین فرصت همهچیز را در زندگیتان تغییر دهد.
گوردون را ندیدی؟
گوردون کجاست؟ گوردون را ندیدی؟ اوه! آنجاست. گوردون از قایمباشک خوشش نمیآید برای همین هم خیلی خوب قایم نمیشود. میدانید چرا؟ چون دوست دارد همیشه دیده شود. گوردون میگوید باید دنبال کسی بگردی که دوست دارد قایم شود و تو پیداش کنی. تو دوست داری قایم شوی؟
جونی بی جونز ۴ – فضولی های یواشکی
جونی توی فضولی کردن و سرک کشیدن تو کار بقیه حرف ندارد. میدانید چرا؟ چون پاهایش بلدند یواشکی راه بروند و دماغش هم وقتی نفس میکشد اصلا سوت نمیزند. اما آن روز وقتی توی فروشگاه یواشکی خانم معلم را نگاه میکرد... چی؟ داستان را لو ندهم؟ ولی جونی خانم! یادت باشد که خودت هم هیچوقت نمیتوانی جلوی زبانت را بگیری...
کارآگاه آگاتا ۵ – حادثه برج ایفل
آگاتا دختری است عاشق نویسندگی و داستانهای هیجانانگیز. او در خانوادهای به دنیا آمده که همهشان کارآگاه هستند. دَش، پسرعموی آگاتا، دانشآموز مدرسهی کارآگاهی است. دَش باید راز معماهای مختلفی را کشف کند تا بتواند در آینده کارآگاه شود. آگاتا همراه پسرعمویش به کشورهای مختلف سفر میکنند تا پرده از اسرار بردارند.
سفر به پاریس برای آگاتا و دش باز هم پر از ماجراست، آنها بهجای مأمور ی.م۶0 درگیر یکی از پیچیدهترین و خطرناکترین پروندهها میشوند. کارآگاهان جوان باید رد قاتلِ بوریس رنکو، سیاستمدار روس، را پیدا کنند. مردی که در رستوران یکی از مشهورترین بناهای دنیا یعنی برج ایفل، مسموم شده و به قتل رسیده است.