فرانکلین یک حیوان خانگی می خواهد
فرانکلین گاهی فکر میکرد که یک حیوان خانگی دارد. او سام، سگ پنبهایش را برای پیاده روی بیرون میبرد. در خیالش سام با شیطنت این طرف و آنطرف میدوید. اما همهی این ها خیال بود. فرانکلین یک حیوان خانگی واقعی میخواست.
فرانکلین گاهی فکر میکرد که یک حیوان خانگی دارد. او سام، سگ پنبهایش را برای پیاده روی بیرون میبرد. در خیالش سام با شیطنت این طرف و آنطرف میدوید. اما همهی این ها خیال بود. فرانکلین یک حیوان خانگی واقعی میخواست.