برایدِن خرگوشه دلش نمیخواهد اسباببازیهایش را جمعوجور کند یا سبیلهایش را بشوید. برایدِن فکر میکند زندگی کردن با دوستانش خیلی آسانتر است، برای همین تصمیم میگیرد تجربهاش کند. اما به هر خانهی جدیدی که سر میزند، با مشکل تازهای روبهرو میشود…
صبح بخیر خرگوش کوچولو!
خوندن کتابهای تصویری با داستان ساده برای بچهها این حسن رو داره که بعدتر بچهها فقط با ورق زدن اون کتابا میتونن داستان رو توی ذهنشون مرور کنن. مجموعهی سه جلدی خرگوش کوچولو از اون کتابهاست که میتونین برای بچههای ۱.۵ سال به بالا بخونید و به خاطر مقوایی بودن کتابها با خیال راحت بدینش دست خود بچهها تا ورق بزنن. این مجموعه سه جلد داره: صبح بخیر خرگوش کوچولو! شب بخیر خرگوش کوچولو! خواهری برای خرگوش کوچولو!
قصه های با پدر و مادر ۳ پدر و مادرم دیوانهام کردهاند
بابای لویی شده یک بابای خانهدار! یک غذاهایی میپزد که هیچکس نمیتواند لب بزند. رنگ همهی لباسچرکها را قاتیپاتی کرده و تازه از لویی میخواهد خودش اتاقش را مرتب کند. از همه بدتر: لویی را بهعنوان بهترین دوستش انتخاب کرده و مغزش را میخورد. لویی باید یکجوری جلویش را بگیرد، اما چطوری؟
قصه های با پدر و مادر ۶ چگونه پدر و مادر خود را سوپراستار کنیم
اگر قرار باشد یکنفر در خانوادهی ما معروف بشود، آن یکنفر من هستم، قبول داری؟
هرچه باشد من کسی هستم که توی برنامهی نوآ و لیلی با ماهی تازه زدهاند زیر گوشش! بعدش، یکهویی، آنها راهی آمریکا میشوند تا فیلم بسازند و من را از برنامهشان میگذارند کنار!
البته مدی نقشهی معرکهای دارد تا من را ببرد توی مسیر سوپراستار شدن، اما فقط یک گرفتاری وجود دارد، یعنی دو تا... پدر و مادرم!
خوراک زرافه با سالاد لاک پشت
بعد از کلی کار روزانه، بدو بدو بیایم خونه و تندتند غذا درست کنیم برای کوچولوهامون و به عشق غذا خوردنشون بشینیم روبروشون و… وای از اون موقعی که یهو بگن «من این غذا رو دوست ندارم» !!!! ولی همیشه یه راهی هست برای این که ما این بازی رو ببریم. میتونیم از باقالیپلو مزرعهی لوبیا بسازیم با گاوهای شیرده. میتونیم از ماکارونی خوراک زرافه درست کنیم با یه سالاد مخصوص لاکپشت کنارش.
خوبه بدونید که کتاب «خوراک زرافه با سالاد لاکپشت» در سال ۲۰۱۷ برندهی جایزهی بزرگ کتابهای تصویری اوشیمای ژاپن شده.
پیز: یک قصه ی خشنن خنده دار
خانم و آقای مطیع که هر دو کتابدار یک کتابخانه هستند و هر کاری از دستشان بربیاید انجام میدهند تا دختر عزیزدردانهشان، مِرتِل را خوشحال و راضی نگه دارند. اما کارهایشان هیچوقت برای مرتل که همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر میخواهد، کافی نیست. یک روز مرتل که حسابی حوصلهاش سررفته و هرچه به فکرتان برسد توی اتاقش دارد، اعلام میکند دلش یک «پیز» میخواهد. خانم و آقای مطیع خیلی خیلی دوست دارند درخواست فرزند دلبندشان را برآورده کنند، اما فقط یک مشکل کوچولو هست: «پیز» دیگر چیست؟ جستوجوی بامزهی خانم و آقای مطیع برای پیداکردن جواب این سؤال، آنها را به تالارهای مخفی و ممنوعهی کتابخانه، زیر ورو کردن کتاب اسرارآمیزی به نام «هیولانامه» و از آنجا به عمیقترین و تاریکترین و جنگلیترینِ جنگلها میکشاند. اما آیا آنها هرگز موفق به یافتن یک «پیز» میشوند؟
Time for Bed, Little One
"The sun is rising and Little Fox should be settling down to bed. But he doesn't want to sleep all through the day, when everyone else is having fun! ..."
من معذرت نمی خواهم
پسر بچه ای به نام واسیااز مادرش می خواهد برایش اسب چوبی بخرد. مادر واسیا می گوید: «چند روزی صبر کن پسرم، الآن پول ندارم.» اما واسیا با عصبانیت داد می کشد و ...
نگذار کبوتر تا دیروقت بیدار بماند!
هوا تاریک شده است، اما کبوتر دلش نمیخواهد بخوابد. تو به او اجازه میدهی تا دیروقت بیدار بماند؟
قصه های با پدر و مادر ۵ چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم؟
وقتی پدر و مادرت تبدیل شده باشن به یه اَبَربدجنس، چه کاری از دستت برمیآد؟ من فقط سرِ یه کلاس حوصلهسربر یه چُرت مختصر زدم و اونها حسابی از کوره دررفتن! نتیجهاش هم این شد که نذاشتن برم تو برنامهی اینترنتیای که حرف اول رو تو کل دنیا میزنه. هر کاری میشد کردم تا نظرشون رو برگردونم، حتی مشقهام رو نوشتم! اما فایده نداشت که نداشت. بعدش بهترین دوستم، مدی، دربارهی یه روش سرّی بهم گفت که چطور پدر و مادرت رو گول بزنی تا هر کاری دلت میخواد بکنی...
قصه های با پدر و مادر ۴ چگونه تنظیمات پدر و مادر خود را بهروزرسانی کنیم؟
وقتی پدر و مادر لویی به این نتیجه رسیدند که او یکبند سرش توی گوشی است، بدترین ایدهای که میشود فکرش را کرد، به ذهنشان رسید: تا اطلاع ثانوی هرگونه استفاده از تبلت و موبایل و کامپیوتر ممنوع! لویی باید دستبهکار شود. باید بجنبد. آیا مدی، بهترین دوستش، میتواند نجاتش بدهد؟
قصه های با پدر و مادر ۲ پدر و مادرم زدهاند به سیم آخر
مامان و بابای لویی میخواهند باحال باشند. همهاش بالاوپایین میپرند و جفنگیات نوجوانها را بلغور میکنند. اما وقتی سروکلهی بابا با لباسهای اجقوجق دمِ مدرسهی لویی پیدا میشود، دیگر لویی باید فکری کند. آنها دیگر شورش را درآوردهاند...
قصه های با پدر و مادر ۱ چگونه پدر و مادر خود را تربیت کنیم
لویی مدرسهی جدیدش را شروع کرده، که پر است از خرخوانترین آدمهایی که توی عمرش دیده. از آنطرف هم بابا و مامانش ویرِ درس و مشق و تستزنی و کلاسهای فوقبرنامه برایش گرفتهاند. دوست جدیدش میگوید بابا و مامان خودش هم اینجوری بودهاند تا بالاخره توانسته تربیتشان کند...