فیلترها

من و داداشم – بچه بگیر بخواب

25,000 تومان

آن روزها قرار بود مهمان برایمان بیاید. مامان، داداشم را به من سپرد.
هر وقت مهمان داشتیم،‌ داداشم خراب‌کاری می‌کرد.
مامانم توی آشپزخانه کار داشت. به من گفت:
«بچه را ببر توی اتاقش نگه دار. سعی کن خوابش کنی.»…
دوباره گفت:«یادت هست آن دفعه موی عمو جان را کشید و بند کیفش را پاره کرد؟»
سعی کردم خوابش کنم. هرچه قصه بلد بودم برایش خواندم.
ولی تا صدای زنگ آمد،‌ او از خواب پرید و دوید جلوی مهمان‌ها.
این دفعه،‌ جوری آبرو ریزی کرد که بابام حسابی عصبانی شد…