فیلترها

من و داداشم – بیا آشپزی کنیم

25,000 تومان

هر کاری که من می‌کنم، داداش کوچولویم هم می‌خواهد بکند.
ولی من کارهایی بلدم،‌ که او نمی‌تواند انجام بدهد.
مثلاً : من آشپزی بلدم؛ ولی او نمی‌تواند آشپزی کند.
یک روز مامان و بابا نبودند، تصمیم گرفتم خودم آشپزی کنم…
آن روز،‌ داداش کوچولویم گوشی تلفن را شکست.
چند تا تخم‌مرغ هم کف آشپزخانه شکست.
خودم از روی چهار پایه افتادم و پرده را از جا کندم.
می‌خواستم ماکارونی درست کنم. ولی نتوانستم.
به جای آن،‌ املت درست کردم.
شب که مامان و بابا آمدند، املت را خوردند و گفتند: «چه خوش مزه!»