ماجراهای تن تن ۵ – گل آبی
از سیگارهای فرعون تا گل آبی تنتن همچنان درگیر باند قاچاق موادمخدر است. اینبار سر از چین درمیآورد و با خطرهای زیادی مواجه میشود، اما با کمک سازمان سری پسران اژدها و دوستش چانگ سرانجام تنتن باند قاچاق را از بین میبرد.
ماجراهای تن تن ۱۶ – هدف کرهی ماه
کتاب ماجراهای تن تن (16) رمان کلاسیک گرافیکی است . پروفسور کلکلوس در حال ساخت موشک است ، اما تن تن به سرعت متوجه می شود که در اطراف و هر گوشه و کناری، جاسوسانی وجود دارند که تلاش اند تا طراحی پروفسور را بدزدند! وقتی سرانجام موشک پروفسور کلکلوس به سمت ماه به پرواز در می آید، تن تن و سگش ، برفی سوار بر هواپیما هستند.
جویندگان سرنخ ۴ پروندهی قبرستان جنزده
پِپا و مَکسی از وقتی خیلی کوچولو بودند با هم دوستاند. آنها یک شرکت کارآگاهی دارند و توی شرکتشان به پروندههای عجیبوغریب و مشکوک رسیدگی میکنند. پولگاس، سگ شکاری آژانس، و ببیتو با پستانک جادوییاش در حل پروندهها به آنها کمک میکنند.
جودی دمدمی ۴ – جودی آینده را پیشگویی میکند
جودی دمدمی یک «انگشتر حالنما» جایزه میبرد. هر کس نگین انگشتر را فشار دهد، رنگ نگین عوض میشود و انگشتر حالش را نشان میدهد.
جودی میخواهد به کمک این انگشتر، آیندهی دیگران را پیشگویی کند. جالب اینکه بعضی از پیشگوییهایش درست از آب در میآید!
مدرسه خیال باف ها ۲ جاسوسی که ناهار مدرسه را دوست داشت
سلام! من ایزیام، تنها دختر پدر و مادرم و دانشآموز کلاس چهارم «ج». چند تا دوست خوب دارم که با هم به یک مدرسه میرویم. اما مشکلاتی هم دارم؛ مثلاً اینکه خیلی وقتها مامان، بابا و معلمها حرفهای من و دوستهایم را باور نمیکنند. البته این موضوع اصلاً باعث نمیشود که ما دربارهی چیزهای مشکوک تحقیق نکنیم. با ما همراه باشید تا شما هم نتیجهی تحقیقهایمان را بفهمید.
ماجراهای تن تن ۱۲- گنج راکام سرخ پوش
کتاب گنج راکهام سرخ پوش دوازدهمین جلد از مجموعه ی ماجراهای تن تن است، مجموعه ی مصوری که توسط کاریکاتوریست بلژیکی هرژه خلق شده است. داستان این جلد ادامه ی داستان راز کشتی اسب شاخ دار (جلد یازدهم مجموعه) است. تن تن و دوستش کاپیتان هادوک برای کشف گنج دزدان دریایی راکهام سرخ پوش، نقشه ای را برای اعزام به غرب ایندیز در یک کشتی ماهیگیری به نام سیریوس چیدند. آنها که پیش از این سه نسخه ی خطی را که توسط اجداد هادوک، سر فرانسیس هادوک تألیف شده بود، خوانده بودند، پی می برند که گنج موجود در کشتی غرق شده قرن هفدهم، اسب شاخ دار، در نزدیکی جزیره ای ناشناخته است. یک مخترع عجیب و غریب به آنها پیشنهاد می کند تا در استفاده از زیردریایی یک نفره ی کوسه ای به آنها کمک کند، اما آنها کمک او را رد می کنند. آنها به زودی کارآگاهان پلیس تامسون و تامپسون پیوسته و به زودی متوجه می شوند که آن فرد به صورت قاچاقی مسافرت کرده و زیردریایی اش را با خود آورده است. هنگامی که آنها به مختصات نشان داده شده می رسند جزیره ای به چشم نمی خورد. هادوک، ناامید، پیشنهاد می کند که برگردند، اما تن تن متوجه می شود که...
احمق با نمک ۵ بی احترامی به ژامبون
اینجا هم خیلی میخندید و هم خیلی حرص میخورید. برادرهای آنژل او را احمق بانمک صدا میکنند و او هم هر بار با کمک دروهمسایه و دو دوست عزیزش، کلوئه و کوین، حسابشان را میرسد. در ضمن آنژل عاشق لباس صورتی، آبنبات، ماست لیمویی و مَشویو، عروسک شیرش، است و از دوستی با کوین لذت میبرد، البته اگر برادرهای وحشیاش بگذارند!
احمق بانمک ۶ میمونی با عینک آفتابی
اینجا هم خیلی میخندید و هم خیلی حرص میخورید. برادرهای آنژل او را احمق بانمک صدا میکنند و او هم هر بار با کمک دروهمسایه و دو دوست عزیزش، کلوئه و کوین، حسابشان را میرسد. در ضمن آنژل عاشق لباس صورتی، آبنبات، ماست لیمویی و مَشویو، عروسک شیرش، است و از دوستی با کوین لذت میبرد، البته اگر برادرهای وحشیاش بگذارند!
جودی دمدمی ۵ – جودی دکتر میشود
جودی دمدمی امروز تصمیم گرفته که در آینده دکتر شود. از خوششناسیاش،معلم علوم از بچهها میخواهد که هر کس دربارهی بخشی از بدن انسان تحقیق کند.
اما دردسر از جایی شروع میشود که جودی تصمیم میگیرد تحقیق خود را با یک عمل شروع کند. او میخواهد شکم قورباغهی برادرش را باز کند تا دل و رودهاش را ببیند و دوباره آن را بخیه بزند!
دوتا خفن ۲ خفن تر می شوند
"مایلز" و "نایلز" دو تا خفن معروف، حالا دیگه باهم یه تیم شدن و با خرابکاریها و شیطونیهاشون مدرسهی "یانی ولی" رو بردن رو هوا . در حدی که باعث شدن مدیر "بارکین" بیچاره از مدرسه اخراج بشه و حالا یه مدیر جدید داره میاد؛ یه اخموی لاغر نچسب که حقهها رو خوب بو میکشه و هیچی از زیر دستش در نمیره. دو تا خفن فکر اینجاشو نکرده بودن یعنی دیگه روزای عشق و حال و لباس راحتی و درس نخوندن تعطیل. حقه ها بمونن خاک بخورن؟ هه هه عمرن.یه عالمه نقشههای دست اول واسه شکست دادنِ مدیر جدید تو راهه، شایدم یه همتیمیِ خفن جدید، فقط مواظب باشین از خنده دل درد نگیرین.
هوگو در کنسرت آقای خرس
یک روز هوگو ویولن را برداشت و شروع به نواختن کرد. کمی بعد آقای خرس، نوازندهی معروف پیانو، به او پیشنهاد داد تا با آنها در گروه موسیقی حیوانات همراه شود و باهم برای اجرای کنسرت به دورتادور دنیا سفر کنند؛ پیشنهاد فوقالعادهای که هکتور، صاحب هوگو، همیشه آرزویش را داشت.
هولپل تولپل دوست پر زور من
فی انگشتش را روی عکس گذاشت و گفت: «میآیی بیرون دوست من شوی؟»
هولپلتولپل کشوقوسی به خودش داد و گفت: «چه فکر خوبی! آخر اینجا توی کتاب جایم خیلی تنگ است.»
ماجراهای تن تن ۱۱ – راز اسب شاخ دار
«تن تن»، خبرنگار جوان بلژیکی، این بار به همراه کاپیتان «هادوک» درگیر ماجرای راز یک کشتی غرق شده ی قدیمی و محموله ی مخفی اش میشود که توسط جد کاپیتان هادوک هدایت می شده اما کس دیگری هم در جستجوی این کشتی است…
ماهی سفید کوچولو ۰۶ / بازیگوشی
ماهی سفید کوچولو خیلی بازیگوش است.
او با دوستهایش بازی میکند.
آنها بازیهای زیادی بلدند:
قایمموشک، حبابسازی و...
بله! ماهی سفید کوچولو و دوستهایش
جویندگان سرنخ ۳ پرونده ی سرقت میمونیزا
پِپا و مَکسی از وقتی خیلی کوچولو بودند با هم دوستاند. آنها یک شرکت کارآگاهی دارند و توی شرکتشان به پروندههای عجیبوغریب و مشکوک رسیدگی میکنند.