فروشی ها 2 یک عدد بابا به فروش می رسد
شده تاحالا از دست مامان، بابا یا دوست صمیمیتون ناراحت، عصبانی یا خسته بشید؟ انقد خسته که تصمیم بگیرید براشون تو اینترنت آگهی فروش بزنید و بخواید با یه چیز دیگه عوضشون کنید؟ خب، باید بهتون بگم این کاری بود که اسکار کرد. اسکار هشتونیم سالشه و از اینکه مامانش همیشه بهش میگه درس بخونه، سبزیجات بخوره یا شب زود بخوابه خسته شده و علاوه بر همهی اینها اسکار فکر میکنه مامانش به داداش کوچولوی نوزادش بیشتر از اون توجه میکنه و این موضوع دیگه حسابی اسکار رو کفری کرده و تصمیم گرفته که با کمک دوست صمیمیش، نورا، یه آگهی فروش برای مامانش تو اینترنت بذاره! این که بعد از گذاشتن اون آگهی چه اتفاقاتی میوفته و چی میشه که اسکار پشیمون میشه، انقدر بامزه و خندهدار هست که حتماً باید کتاب رو بخونید تا متوجهش بشید.