چهار سابقهدار 13 نقطه، سرخط!
(آره آره! این دروازه توی معمولیترین رستوران دنیاست.
اما این چیزی از اسرارآمیزبودنش کم نمیکنه. فهمیدی؟)
دوقلو های دانشمند 2 نیک و تسلا و هجوم ارتش روبات ها
سرقتهای عجیبی در شهر اتفاق میافتد و کارآگاهان دانشمند یعنی نیک و خواهرش، تسلا، تصمیم میگیرند با مجموعهای از ابزارهای هوشمند مجرمان را دستگیر کنند... شاید بهترین کار برایشان این باشد که یک روبات بسازند، اما اگر ناگهان با ارتش روباتها مواجه شوند، چهکار باید بکنند؟
دوقلو های دانشمند 1 نیک و تسلا در آزمایشگاه برق فشار قوی
نیک و خواهرش، تسلا، عاشق علـماند، برای همین هـر روز با چالش جدیدی روبهرو میشوند. بعد از اینکه پدر و مادرشان بهطرز مرموزی ناپدید میشوند، آن دو به خانهی عموی نابغهشان میروند که مخترعی همهکاره است. نیک و تسلا در آزمایشگاه عمو نیوت دست به ماجراجویی میزنند و ابزارهایی جالب و کاربردی میسازند...
مدرسه خیال باف ها 5 یک آدم گرگی توی چادر من است!
سلام! من ایزیام، تنهــا دختر پدر و مــادرم و دانشآموز کلاس چهارم «ج».
چند تا دوست خوب دارم که با هم به یک مدرسه میرویم، اما مشکلاتی هم دارم؛ مثلاً اینکه خیلی وقتها مامان، بابا و معلمها حرفهای من و دوستهایم را باور نمیکنند. البته این موضوع اصلاً باعث نمیشود که ما دربارهی چیزهای مشکوک تحقیق نکنیم. با ما همراه باشید تا از نتیجهی تحقیقهایمان سر دربیاورید.
مدرسه خیال باف ها 2 جاسوسی که ناهار مدرسه را دوست داشت
سلام! من ایزیام، تنها دختر پدر و مادرم و دانشآموز کلاس چهارم «ج». چند تا دوست خوب دارم که با هم به یک مدرسه میرویم. اما مشکلاتی هم دارم؛ مثلاً اینکه خیلی وقتها مامان، بابا و معلمها حرفهای من و دوستهایم را باور نمیکنند. البته این موضوع اصلاً باعث نمیشود که ما دربارهی چیزهای مشکوک تحقیق نکنیم. با ما همراه باشید تا شما هم نتیجهی تحقیقهایمان را بفهمید.
جناب گورکن 4 آینه ی جادویی
جناب گورکن سالهای سال است که در هتل بوبلی کار میکند. او مدیر مناسبتهای خاص است؛ یعنی مهمانیها و مراسم شادی را در هتل برگزار میکند.
جناب گورکن 3 شاهزاده خانم سخت گیر
جناب گورکن سالهای سال است که در هتل بوبلی کار میکند. او مدیر مناسبتهای خاص است؛ یعنی مهمانیها و مراسم شادی را در هتل برگزار میکند.
تام گیتس 18 ده داستان معرکه
این کتاب پر از داستانهای معرکهای است که حسابی میخنداندتان.
قرار است مراسم رژهی بچهها در شهر اوکفیلد برگزار شود و همهمان میخواهیم در برنامه شرکت کنیم، بهخصوص مارکوس (که البته اتفاق عجیبی هم نیست). مامان و بابا تصمیم گرفتهاند وقتی خانه نیستند دلیا پیش من بماند و مراقب من باشد، که خب ایدهی خیلی بدی است.
بهخاطر یکذره بستنی کاراملی چقدر نقشه کشیدم، نتیجهاش شد: حالگیری!
اما دستآخر یک چیز خوب پیش رفت: در مراسم سکوت کلی نقاشی باحال کشیدم.
قصه های با پدر و مادر 3 پدر و مادرم دیوانهام کردهاند
بابای لویی شده یک بابای خانهدار! یک غذاهایی میپزد که هیچکس نمیتواند لب بزند. رنگ همهی لباسچرکها را قاتیپاتی کرده و تازه از لویی میخواهد خودش اتاقش را مرتب کند. از همه بدتر: لویی را بهعنوان بهترین دوستش انتخاب کرده و مغزش را میخورد. لویی باید یکجوری جلویش را بگیرد، اما چطوری؟
ماجراهای ژان و ژان و…ژان ! 7 یک نخود فرنگی برای شش نفر
این کتاب، داستان یک خانوادهی پرجمعیت است که شش پسر دارند: ژان.آ، ژان.ب، ژان.پ، ژان.ت، ژان.ث و ژان.ج! آخر کدام پدر و مادری همچین کاری میکنند؟ بخوانید تا از ماجرا سر دربیاورید. علاوه بر این، برای خانوادهی ژانها اتفاقات عجیب، غیرمنتظره و بامزهی زیادی هم میافتد که نباید از دستشان بدهید.
ماجراهای ژان و ژان و…ژان ! 6 یک سیخ موز خوش مزه
این کتاب، داستان یک خانوادهی پرجمعیت است که شش پسر دارند: ژان.آ، ژان.ب، ژان.پ، ژان.ت، ژان.ث و ژان.ج! آخر کدام پدر و مادری همچین کاری میکنند؟ بخوانید تا از ماجرا سر دربیاورید. علاوه بر این، برای خانوادهی ژانها اتفاقات عجیب، غیرمنتظره و بامزهی زیادی هم میافتد که نباید از دستشان بدهید.
لوتا پیترمن (11) معجون گربه سیاه و پودر قوباغه
واااای! از وقتی که من و شایِن با یک فیلم ترسناک خودمان را برای مسابقهی روخوانی مدرسه آماده کردهایم، یک عالمه *اتفاقهای عجیب و غریب افتاده:
لوتا پیترمن (10) مارهای فراری عاشق می شوند
ای بابااا! از وقتی که این قضیهی جشن بزرگ افتتاحیهی سالن ورزشی پیش آمده، همهچیز قاراشمیش شده. خانم پیپی خودش سرخود یارکِشی کرده که کی با کی همتیمی بشود که با هم برنامه اجرا کنند و من هم بدبختانه افتادهام با بِنی! از راکِرها!
لوتا پیترمن (9) یک قوطی پر از کوآلا
یک نامردی به تمام معنا! درست وقتی که شانس به من رو کرده و برندهی سفر به شدهام، اصلاً و ابداً به من اجازهی رفتن نمیدهند!
ولی من باید به هر قیمتی که شده بروم!