همه ی آنها یک گربه دیدند
بچه، سگ، روباه، ماهی، موش، زنبور، پرنده، کَک، مار، راسو، کرم و خفاش هر یک گربه را به شکلی میبینند. مثلاً از نگاه سگ، گربه لرزان و خجالتی است و از نگاه موش، یک شکارچی ترسناک. تو وقتی به گربه نگاه میکنی، چه میبینی؟
ما این طوری زندگی می کنیم (شومیز)
حتماً برای همهی ما جالبه که بدونیم این سر و اون سر دنیا بچههای دیگه چطوری روزهاشونو شب میکنن. چیا میخورن، چه جوری لباس میپوشن و تو مدرسه چی کارا میکنن. این کتاب میتونه بچهها رو با یک روز از زندگی ۷ تا بچه تو سراسر دنیا آشنا کنه که البته یکیشون هم از ایرانه. کتاب رو میشه برای بچههای ۵ سال به بالا خوند.
ماکارونی و کوفته قلقلی برای همه
آقا و خانم آسایش یک مهمانی خانوادگی دارند! در حالیکه آقای آسایش مشغول درست کردن ماکارونی و کوفته قلقلی معروفش است، خانم آسایش میزها و صندلیها را چنان میچیند که جا برای همه باشد. وقتی مهمانها سر میرسند هر کدام نقشهی خود را برای چیدن میز و صندلیها دارند…
این داستانِ طنزآمیز کودکان را به فکر دربارهی محیط و مساحت وا میدارد.
حکایت حمالی که رمال شد
مردی به اصرار زنش وسوسه میشود کار حمّالی را رها کند و شغل رمّالی پیشه کند. از بخت بلند، دو بار پیشبینیاش درست از کار درمیآید، رمّالباشیِ شاه میشود و حسابی نانش میافتد توی روغن. اما این تازه آغاز ماجراست…
خوراک زرافه با سالاد لاک پشت
بعد از کلی کار روزانه، بدو بدو بیایم خونه و تندتند غذا درست کنیم برای کوچولوهامون و به عشق غذا خوردنشون بشینیم روبروشون و… وای از اون موقعی که یهو بگن «من این غذا رو دوست ندارم» !!!! ولی همیشه یه راهی هست برای این که ما این بازی رو ببریم. میتونیم از باقالیپلو مزرعهی لوبیا بسازیم با گاوهای شیرده. میتونیم از ماکارونی خوراک زرافه درست کنیم با یه سالاد مخصوص لاکپشت کنارش.
خوبه بدونید که کتاب «خوراک زرافه با سالاد لاکپشت» در سال ۲۰۱۷ برندهی جایزهی بزرگ کتابهای تصویری اوشیمای ژاپن شده.
من مترسکم ولی می ترسم
مگر نمیشود مترسکها ترسو باشند؟ اصلاً کی گفته که همه باید از مترسکها بترسند؟ ما که فکر میکنم هیچکس نمیتواند بگوید که مثلاً همهی مترسکها باید بقیهی موجودات را بترسانند. یا همهی پرندهها کرم بخورند و پرواز کنند. همیشه ممکن است کسی باشد که با بقیهی همنوعان خودش فرق داشته باشد. پس شما هم اگر مترسکی دیدید که بلند بلند میپرید و دنبال دوست میگشت اصلاً تعجب نکنید. روباه قرمز خواندن این کتاب را به بچههای ۴ سال به بالا توصیه میکند. به گمان ما بچههای سه سال اول دبستان هم میتوانند خودشان کتاب را بخوانند.
ستاره ای برای همه
یک شب ستاره ای از آسمان روی زمین می افتد. خرس مطمئن است که ستاره مال خودش است او راهمی افتد تا ستاره را به دوست هایش نشان بدهد. تا اینکه می فهمد هر چه ستاره بیشتر تحسین شود، زیبا و زیباتر خواهد شد. حالا خرس باید چه کار کند؟
پسرک و جادوی مری پاپینز
از بیرون صدای باران می آمد که شدیدتر می شد و صدای خنده های زوجی که در باران زیر یک چتر باهم می دویدند. اما در اتاق من هیچ صدایی نبود، مگر زمزمه خودم: «هیچ سرنخی نداری ماریا.» نمی دانم چرا شنیدن صدای خنده های آن زوج باعث شد چهره گیل و آن لبخندش جلوی نظرم بیاید. گفته بود: «قبل از این که دیر بشود کلمه های جادویی را بگو.» «چی دیر بشود گیل؟» حرف هایمان را زیر لب تکرار می کردم و شقیقه هایم را ماساژ می دادم: «برای کی؟»
چند نفس عمیق کشیدم و گردن و شانه هایم را شل کردم. سعی کردم همه چیز را کنار هم بگذارم. «پسری که می خواهد مری پاپینز بشود.» «و نمایشی که فکر می کند می تواند همه چیز را تغییر دهد. مادری که دور از خانه کار می کند و آن طور که گیل می گوید در صندوق گنجی زندگی می کند که بالای کمدی در اتاقِ کار پدرش است. مادری که فقط هفته ای یک بار برای پسرش نامه می نویسد و عجیب است با تمام علاقه ای که به گیل دارد، هرگز وقت نمی کند به او زنگ بزند. و پدرش، کسی که هر شب به صفح? کامپیوترش زل می زند و گریه می کند، اما عکس روی صفحه صورت خودش است نه زنش. و به نظر می رسد می خواهد حساسیت بیش از حد پسرش را نادیده بگیرد (در نقاشی های گیل، پدرش از نگاه کردن به او پرهیز می کند).» هفت برچسب دارم و یک آلبوم چرمی قهوه ای که کسی اجازه ندارد آن را ببیند.
قصه های من و بابام ۳ – کتاب لبخند ماه
چند نفر از شما قصههای من و بابام رو میشناسین؟ حتماً خیلیهاتون. مهترین ویژگی این کتاب اینه که تصویرهای داستانیِ خیلی ساده داره. برای همین بچههایی که هنوز سواد خوندن و نوشتن ندارن هم میتونن با این کتاب اول تصویرخوانی رو یاد بگیرن. یعنی به ترتیب و با دیدن دقیق تصویرهای پشت سر هم خودشون از قصه سر دربیارن.
چشم هایت را ببند
من سعی میکنم همه چیز را برای برادرم توضیح بدهم، اما او همیشه با من جروبحث میکند. به او میگویم: «میبینی؟ درخت یک جور گیاه خیلی بلند است که کلی برگ دارد.»
او توضیح میدهد: «نه اینطوری نیست! درخت یک چوب دراز است که از زمین بیرون آمده و آواز میخواند!»
از سر تا دم – بندپایان از سر تا دم
شاخک نوکتیز؟
موهای زبر؟
چشمان درشت؟
از سر تا دم – جانوران اقیانوس از سر تا دم
سر چکشی؟
بازوهای رنگارنگ؟
دم مارپیچی؟
از سر تا دم – پرندگان از سر تا دم
پنجههای آبی روشن؟
پاهای دراز صورتیرنگ؟
منقار نرم و قابلانعطاف؟
از سر تا دم – دایناسورها از سر تا دم
سری با تاج؟
پنجههای دراز و خمیده؟
توپی استخوانی نوک دم؟
شنگال ( شومیز )
خیلی بده که نه قاشق باشین نه چنگال؟
شاید هم خیلی خوب باشه که نه قاشق باشین و نه چنگال. بلکه یه چیز جدید باشین به اسم شنگال، با تواناییهای جدید و حتی ظاهر متفاوت!
کتاب شنگال کتاب مورد علاقهی روباه قرمزه که روزی هزار بار براش میخونیم. شما هم این کتاب قشنگ رو از دست ندین🙃🦊
جنگل برای همه
جنگل سرسبز و زیبا زیر آسمان آبی خودنمایی میکرد. حیوانات جنگل از اینسو به آنسو میدویدند، بازی میکردند، غذا میخوردند، لانه میساختند و در آرامش زندگی میکردند. تا اینکه روزی انسانی بهدنبال جایی برای زندگی، پا به جنگل گذاشت و شروع به ساختن خانه کرد. از آن روز به بعد همهچیز عوض شد ...