موش قهوهای در خیابان زندگی میکند. بعضی از حیواناتی که میشناسد، حیوانهای خانگی آدمها هستند و در خانههای قشنگ و تمیز و راحت زندگی میکنند. آنها هم از خوشیهایشان برای او میگویند، هم از سختیهای حیوان خانگی بودن. اما موش قهوهای دلش میخواهد حیوان خانگی باشد، در خانهای راحت زندگی کند، و اسم داشته باشد. این کتاب بانمک و تأثیرگذار، برندهی مدال طلایی اسمارتیز شده است
استگو کلموس
کتاب داستان دایناسوری از گونهی گیاهخوارِ استگوساروس است که یک تفاوت مهم با برادرانش دارد: یکعالمه کلمه بلد است و از آنها برای توضیح چیزهایی که میبیند، استفاده میکند. او با دایناسوری از گونهی گوشتخوار اَلوساروس روبهرو میشود و…
دعوای دوست های صمیمی
هانا و لیزی دوستهای صمیمی هستند. با هم به کودکستان میروند و توپبازی و دوچرخهسواری میکنند. روزی آنها موقع توپبازی دعوایشان میشود و با هم قهر میکنند. هانا به لیزی میگوید که رفتار او زشت بوده. آیا آنها راهی پیدا میکنند تا دوباره با هم دوست شوند؟
پری دریایی کوچک
این کتاب گنجینهای است از دوست داشتنیترین و به یادماندنیترین افسانهها و اسطورهای جهان.
دنیای شیرین پسرک – چطوری پرواز کنم؟ – 2 زبانه
روزی روزگاری دو تا دوست بودند، که یکی شان می خواست پرواز کند ...
آقا موش پستچی به تعطیلات می رود
اگر آقا موش پستچی به تعطیلات برود، چه میشود؟ هیچی. او باز هم نامهها و بستهها را میبرد و تحویل میدهد چون پستچی است…
یک دو سه می روم مدرسه
پم از خوشحالی روی پاهایش بند نیست، چون قرار است همین روزها مدرسهها باز بشوند! ولی باید یک سال صبر کند تا بتواند به پیشدبستانی برود. برای همین، پم تصمیم میگیرد یک روز از صبح تا عصر به مدرسههای دوستهایش سر بزند و ببیند آنجا چه خبر است.
سفر باور نکردنی آقا موش پستچی
آقاموش پستچی مثل هر روز صبح از خواب بیدار میشود تا کارش را شروع کند. اما امروز صبح به جای اینکه سوار کامیون پست بشود، سوار موشک میشود… برای آقاموش پستچی مهم نیست بستهها و نامهها را کجا ببرد و تحویل بدهد، میخواهد شهر آبنباتها باشد، یا جزیرهی پریهای دریایی؛ شهر هیولاها باشد یا شهر کوچولوها؛ بیست هزار فرسنگ زیر دریا باشد یا توی آسمان و بالای ابرها. وقتی پای کار در میان باشد، هیچ چیز جلوی آقاموش پستچی را نمیگیرد.
اژدهای کتاب خوان
این کتاب داستان اژدهایی است که عاشق کتاب بود، اونقدر که موقع کتاب خوندن احساساتی میشد و آتیش از دهنش بیرون میاومد و کتابش رو میسوزوند.
طقلکی اژدها هیچوقت نمیتونست آخر داستانها رو بخونه تا اینکه بالاخره به ذهنش رسید کتاب رو بده یکی دیگه براش بخونه!این شد که راه افتاد دنبال یه دوست...
داستان قشنگ اژدهای کتابخوان رو برای بچههای 3 سال به بالا بخونین و حسابی لذت ببرین.