آدمهای معمولی دنیا را تغییر میدهند – من بیلی جینکینگ هستم!
من بیلی جین کینگ هستم و برای برابری مبارزه میکنم.
آدمهای معمولی دنیا را تغییر میدهند – من جکی رابینسون هستم!
من جکی رابینسونام و همیشه پیشگام هستم.
آدمهای معمولی جهان را تغییر میدهند – این منم ملاله یوسفزی
من به قدرت تحصیل و آموزش باور دارم!
آدمهای معمولی جهان را تغییر میدهند – این منم جین گودال
جین گودال از کودکی عاشق حیوانات، کتابخوانی و طبیعت بود. آن روزها بعضیها خوششان نمیآمد دخترها دانشمند شوند، اما جین اصلاً کوتاه نیامد و برای چیزهایی که باور داشت مبارزه کرد. او آنقدرعاشق شامپانزهها بود که به تانزانیای آفریقا رفت تا زندگی آنها را از نزدیک ببیند و بررسی کند. جین روی آنها اسم می گذاشت، چون باور داشت حیوانات هم شخصیت و احساسات دارند. آخرسر، بعد از شش سال مرکز تحقیقاتی خودش را راه انداخت. او باور داشت سیارهی زمین فقط مالِ ما آدمها نیست، بلکه متعلق به همهی موجودات زنده است.
آدمهای معمولی جهان را تغییر میدهند – این منم هلن کلر
«هلن کلر» وقتی خیلی کوچک بود، یک بیماریِ نادر گرفت و این بیماری او را نابینا و ناشنوا کرد. او ناگهان متوجه شده بود که دیگر نه میتواند ببیند و نه چیزی را بشنود و برای همین ارتباط برقرار کردن با دنیای بیرون و اطرافیان برایش تقریباً ناممکن شده بود. وقتی هلن شش ساله بود، با فردی آشنا شد که زندگیاش را برای همیشه عوض کرد؛ معلمش، «آن سالیوان». با کمکهای خانم سالیوان، هلن یاد گرفت که چطور با زبان اشاره صحبت کند و خط بریل را بخواند. او که حالا میتوانست خودش را به دیگران ثابت کند، در بزرگسالی به یک فعال اجتماعی تبدیل شد و مردم را به جنگ با ناتوانیها و دیگر مشکلات تشویق میکرد.