نیما نابغه ۳ – آشپزهای جشنواره ی عزا (ببخشید! غذا)
در کتاب آشپزهای جشنوارهی عزا (ببخشید غذا!)، جلد سوم از مجموعهی نیما نابغه، داستان را با ورقههای لولهشده که دورش سوخته شدهاند، آغاز میکند. این ورقهها دعوتنامهای برای یک مسابقه است. یک مسابقهی آشپزی با مواد اولیهی ارگانیک که دانشآموزان میتوانند با کمک والدین در آن شرکت کنند. آنها باید گروههای پنج نفری تشکیل بدهند و دستهجمعی غذا بپزند و در نهایت، گروه برتر میتواند در مسابقهی بزرگ آشپزی سالم شرکت کند. نیما با شتابی، بینیاز، آبشار و ماساکی، همکلاسیِ ژاپنیشان، همگروه میشود و تصمیم میگیرند غذایی ژاپنی به نام اوکونومییاکی بپزند؛ غذایی که هیچکدام دوست ندارند، حتی ماساکی.
نیما نابغه ۲ – موزه گردهای ایران باستان (یک داستان پرهیجان)
نویسنده در این کتاب به بهانهی روز کودک و موزه، برنامهای ترتیب میدهد تا نیما و همکلاسیهایش در مدرسه به بازدید از موزهی ایران باستان بروند. قرار است گروهی هم از تلویزیون بیایند تا گزارش تهیه کنند. برای همین بچهها همگی لباسهای مهمانیشان را پوشیدهاند. در بدو ورود به موزه، نیما داخل حوضِ لجنگرفتهی بوگندوی آنجا میافتد و مجبور میشود لباس روغنی و کثیفِ رانندهی اتوبوس را بپوشد و البته، بدبیاریهای نیما همینجا تمام نمیشود. خیلی زود او و دوستانش در مخفیگاه موزه گرفتار میشوند و بعد، گیر پلیس میافتند و....
نیما نابغه ۱ – ورزشکارهای آشغال جمع کن (بشنو و باور نکن!)
نیما نابغه از آن بچههای وروجکی است که زیاد اهل حرف گوش کردن نیست و دوست دارد همه چیز را خودش تجربه کند.
اتفاقا معلمشان خانم بالا هم زیاد حوصلهی درس دادن ندارد و در عوض عاشق ماجراجویی است و برای همین مرتب بچههای کلاسش را به گردش علمی میبرد. بچهها معتقدند رفتن به سرزمین عجایب، پینتبال، گِیمنت و از اینجور جاهاست که به دردشان میخورد، ولی بزرگترها از آنها میخواهند به مدرسه و موزه یا طبیعت بروند. آتوسا صالحی در مجموعهی نیما نابغه نشان میدهد که میتوان به مدرسه، موزه یا طبیعت رفت و هیجان و شادی و دلهرهی سرزمین عجایب، پینتبال و گِیمنت را تجربه کرد. داستان جلد اول از این مجموعه به نام ورزشکارهای آشغالجمعکن (بشنو و باور نکن) دربارهی نیما و بچههای مدرسهشان است که با خانم بالا و آقای خلج به اردوی محیطزیستی میروند. آنها عازم کوه نزدیک مدرسهاند تا هم در طبیعت گردش کنند و هم آشغالهایی که در کوهستان ریخته شده است، جمعآوری کنند.خانم بالا میخواهد دانشآموزان کلاس را با آشغال خشک و تَر و اهمیت بازیافت آشنا کند، اما اتفاقی غیرمنتظره برنامههای گروه را تغییر میدهد. آشغالجمعکنی درکوهستان با لیز خوردن آقای خلج و مجروح شدنِ پای او متوقف میشود و بچهها و خانم بالا باید برای کمک به معلم ورزش راهحلی بیایند و او را از کوه پایین بیاورند.
نیما نابغه ۴ – خزندگان از درس (مخصوص بچه های نترس!)
شما فکر میکنید خزندگان فراری از درس چه کسانی هستند؟