آقا موش پستچی به تعطیلات می رود
اگر آقا موش پستچی به تعطیلات برود، چه میشود؟ هیچی. او باز هم نامهها و بستهها را میبرد و تحویل میدهد چون پستچی است…
یک دو سه می روم مدرسه
پم از خوشحالی روی پاهایش بند نیست، چون قرار است همین روزها مدرسهها باز بشوند! ولی باید یک سال صبر کند تا بتواند به پیشدبستانی برود. برای همین، پم تصمیم میگیرد یک روز از صبح تا عصر به مدرسههای دوستهایش سر بزند و ببیند آنجا چه خبر است.
سفر باور نکردنی آقا موش پستچی
آقاموش پستچی مثل هر روز صبح از خواب بیدار میشود تا کارش را شروع کند. اما امروز صبح به جای اینکه سوار کامیون پست بشود، سوار موشک میشود… برای آقاموش پستچی مهم نیست بستهها و نامهها را کجا ببرد و تحویل بدهد، میخواهد شهر آبنباتها باشد، یا جزیرهی پریهای دریایی؛ شهر هیولاها باشد یا شهر کوچولوها؛ بیست هزار فرسنگ زیر دریا باشد یا توی آسمان و بالای ابرها. وقتی پای کار در میان باشد، هیچ چیز جلوی آقاموش پستچی را نمیگیرد.
یک روز با آقا موش پستچی
آیا تا به حال خانه تمساح را دیدهاید؟ یا خانه سنجاب؟ یا بز کوهی؟ نه؟
خب، دلتان میخواهد با آقا موش پستچی همراه شوید و ببینید نامهها و بستهها را به چه کسانی تحویل میدهد؟