در راه کوه
خانم بَجِر خیلی پیر است. او خیلی چیزها به عمر خود دیده. مثل چیزهایی که در آشپزخانهاش گذاشته. خانهی خانم بَجِر در دامنهی کوه کوچکی قرار دارد. او روزهای یکشنبه از راهباریکهی بیرون باغش مسیر کوه را در پیش میگیرد و تا قلهی کوه بالا میرود.
به من نگو مامان!
یک روز صبح وقتی »اتو« از در خانهاش بیرون زد یک چیز عجیبی دید. یک گولهی سبز خاردار. اتو سر در نیاورد که این گوله برای چه کسی است. برای همین کاری به کارش نداشت. فردا صبح گولهی سبز هنوز آنجا بود. ولی اینبار یک موجود عجیب پشمالو از داخل آن درآمد و گفت »بیب«
شیر و پرنده
این کتاب یه اثر هنریه که به نظر ما باید تو هر خونهای باشه.
انقدر لطیف و زیباست که میشه فقط ورقش زد و لذت برد.
داستان خیلی خیلی ساده است و زیبا.
شیری پرندهی زخمیای میبینه و زخمش میبنده و از اون مراقبت میکنه و این شروع دوستی شیر با پرنده است. با هم که هستند زمستان سردشان نمیشود…
روباه قرمز خواندن و دیدن این کتاب را به همهی ۳سال به بالاها پیشنهاد میدهد...