قدم یازدهم
شیر کوچولو در باغ وحش به دنیا آمده بود. پشت میله های قفسی آهنی که از اول تا آخر آن فقط ده قدم بود. شیر کوچولو هر روز شیر مادرش را می خورد، با دم او بازی می کرد، از سر و کولش بالا می رفت. گاهی هم توی قفس راه می رفت؛ اما فقط ده قدم. در قدم یازدهم سرش می خورد به میله های قفس و دنگ صدا می کرد. اوضاع همین طور بود تا آن که یک روز نگهبان باغ حش یادش رفت در قفس را ببندد و آن وقت ...
گرگم و گله می برم
افسانه ها و قصه های کهن خاص کودکان، از محتوای مشابهی برای تبدیل شدن به نمایشنامه برخوردارند. اما نوشتن نمایشنامه ی کودکانه نیازمند ارائه ی قصه ها بر پایه ی تعریف جدید از تئاتر است. مهمترین جنبه ی این نمایشنامه ها بیان اشعار آن هاست، به گونه ای که دقیقاً برخوردار از ویژگی های شعر کودک باشد.