دفترچه خاطرات جغد ۳ عروسی در سرزمین درختی
زندگی هوهویی اِوا بالقلنبه واقعاً هوهویی است. او همهی همهچیز را برای دفترچهخاطراتش تعریف میکند. اگر میخواهید همهی بالبالیهای زندگی هوهوییاش را بخوانید، دفترچهخاطراتش را کش بروید!
دفترچه خاطرات جغد ۱۰ اوا بال قلنبه و نی نی مو
اوا خیلی هیجان زده است. چون قرار است از برادر کوچکش نگهداری کند. او و دوستهایش برای او آب نبات حشره، نمایش عروسکی و آوازی برای وقت خوابش آماده کردهاند.
بهترین داستان های تصویری – اولین تابستان کاب
اولین روز تابستان بود و کاب تازه از خواب بیدار شده بود. مامان گفت: «صبح بخیر! برویم توی جنگل بگردیم، زود باش…»
دفترچه خاطرات جغد ۲ اِوا شبح میبیند
هر کسی دلش میخواست داستان ترسناکتری تعریف کند. جورج داستان سنجابهای زامبی را گفت. مِیسی قصهی یک عنکبوت غولپیکر را تعریف کرد. داستانِ لیلی دربارهی اژدها نیمهکاره ماند، چون … بوووم! انگار چیز خیلی بزرگی روی پشتبام بود.
دفترچه خاطرات جغد ۱ جشنوارهی بالادرختی اِوا
زندگی هوهویی اِوا بالقلنبه واقعاً هوهویی است. او همهی همهچیز را برای دفترچهخاطراتش تعریف میکند. اگر میخواهید همهی بالبالیهای زندگی هوهوییاش را بخوانید، دفترچهخاطراتش را کش بروید!
دفترچه خاطرات جغد ۹ مهمانی بالشی اوا
شنبه جشنِ تولد اِوا است! او برای یک مهمانی بالشی بزرگ برنامهریزی میکند. در این مهمانی تماشای فیلم، بوفهی بستنی، اتاقِ عکاسی و خیلی چیزهای دیگر هم هست. اِوا دیگر طاقت ندارد! همهی دوستهایش هم خیلی هیجانزده هستند. البته... به جز سو سو میگوید نمیتواند بیاید. آیا اِوا میتواند سر دربیاورد چرا سو به مهمانی نمیآید؟ آن هم برای مهمانی بالانگیزِ او!
دفترچه خاطرات جغد ۵ عید قلبهای گرم
در این داستان اِوا میخواهد برای جشن عید آماده شود. آنقدر درگیر خوشحالکردن حیوانات دیگر میشود که فراموش میکند برای خانوادهاش هدیه بگیرد. اما در جشن عید همهی حیوانها میآیند و از او تشکر میکنند و او پیش خانوادهاش سربلند میشود.
دفترچه خاطرات جغد ۷ شیرینی پزی درختکده
توی مدرسهی بالادرختی اِوا و دوستهایش میخواهند پول جمع کنند. برای چی؟ چون میخواهند به جغد کوچولویی که نمیتواند پرواز کند، یک صندلی بالدار هدیه بدهند. گروه اِوا شیرینیپزی باز کرده، گروه سو هم یک آبنباتفروشی. هر گروه به آب و آتش میزند که بیشتر پول جمع کند. آنها فراموش میکنند برای چه داشتند پول جمع میکردند. تو فکر میکنی آنها میتوانند کنار هم کار کنند؟
دفترچه خاطرات جغد ۴ اوا بالقلمبه و همکلاسی تازهاش
قرار است همکلاسی تازهای به کلاس اِوا بیاید. اِوا که خیلی دوست دارد با او دوست شود برایش هدیهها درست میکند. اما همکلاسی جدید با دوست قدیمی اِوا دوست میشود. اِوا میفهمد که نباید دوستهای قدیمیاش را بهخاطر دوستهای جدید از دست بدهد.
دفترچه خاطرات جغد ۸ اوا و اسبچه ی گم شده
در درختستان طوفانِ بزرگی در راه است! اِوا میخواهد به همه کمک کند تا جایشان امن باشد. او میخواهد ثابت کند برای قَسمِ جُغدی آماده است. برای همین به اَسبچهی گمشدهای کمک میکند تا به خانه برسد. اما آنقدر باد و باران زیاد است که آنها در طوفان گیر میافتند! آیا اِوا هنوز هم میتواند اَسبچه را نجات دهد؟
بهترین داستان های تصویری – اولین زمستان کاب
مامان گفت: «خب، قبل از خواب میرویم توی جنگل قدم بزنیم. زود باش…!» کاب پرسید: «چرا برگ همهی درختها ریخته؟» مامان جواب داد: «برای این که ما بتوانیم با برگها بازی کنیم.» و ابرهای برفی توی آسمان جمع شدند.