قصههای بز زنگولهپا/ مامان بزی پشت در است
بزغاله کوچکتر از ترس سرجایش ماند. بزغاله وسطی هم که از جایش بلند نشده بود، با شنیدن اسم گرگ تکانی خورد و گفت: «راست میگوید باز نکن!» مامان بزی که حرفهای بزغالههایش را میشنید، خندهاش گرفت و گفت..
بزغاله کوچکتر از ترس سرجایش ماند. بزغاله وسطی هم که از جایش بلند نشده بود، با شنیدن اسم گرگ تکانی خورد و گفت: «راست میگوید باز نکن!» مامان بزی که حرفهای بزغالههایش را میشنید، خندهاش گرفت و گفت..