ماجرای خانم شارلوت ۶ بهترین مربی فوتبال
خانم شارلوت مربی جدید فوتبال روش های جالب و با مزه ای دارد. او به بازیکن ها نحوه ی باختن و بازی های
ماجرای خانم شارلوت ۴ وزیر آنچنانی
عجب فاجعهای! در ایستگاه قطار کیف خانم شارلوت, به ظور اتفاقی, با کیف نخست وزیر عوض می شود. خانم شارلوت رد آقای نخست وزیر را به کمک پسر او دنبال می کند و در این میان متوجه می شود بکه اصول آموزش و پرورش کودکان به شدت خسته کننده است. پس....
هنری زلزله ۹ – هنری زلزله و ماشین زمان
در هرکدام از کتابهای مجموعه هنری زلزله، چهار داستان مستقل طنز و بامزه از هنری می خوانید. هنری زلزله با شیطنتهایش نسبت به والدین، برادر کوچک و دوستانش هربار شما را سرگرم کرده و میخنداند.
هنری زلزله ۱۰ – هنری زلزله و عشق فوتبال
در هرکدام از کتابهای مجموعه هنری زلزله، چهار داستان مستقل طنز و بامزه از هنری می خوانید. هنری زلزله با شیطنتهایش نسبت به والدین، برادر کوچک و دوستانش هربار شما را سرگرم کرده و میخنداند.
هنری زلزله ۲ – هنری زلزله و دندان شیری
هر یک از کتابهای هنری زلزله مجموعهای است از چهار داستان مستقل طنز و شیطنتآمیز از ماجراهای هنری، دوست وروجک و بامزهی بچهها.
فرانچسکا سایمون پس از نگارش این مجموعه بسیار معروف شد و امروز داستانهای او در سرتاسر دنیا طرفداران زیادی دارد.
هنری زلزله ۶ – هنری زلزله در جشن تولد
فرانچسکا سایمون امروزه نویسندهی بسیار معروفی است که هم داستانهای طنز کودکانه مینویسد و هم نمایشنامه و هم کتاب آشپزی! او با همسر و پسرش در لندن زندگی میکند.
ماجرای خانم شارلوت ۵ خدمتکار شگفت انگیز
آلکسیا و دوستانش عصبانی اند چون شهرداری زمین اسکیت محله شان را خراب کرده و به جایش فرهنگ سرای بزرگ و مدرنی ساخته است. در روز افتتاح فرهنگ سرا بچه ها مراسم را بهم میریزند و در زیرزمین فرهنگ سرا مخفی می شوند. در آن جاست که با خانم شارلوت خدمتکار شگفت انگیز آشنا می شوند...
ماجرای خانم شارلوت ۳ پستچی فضول
خانم شارلوت، پستچی جدید ما، نامهها را آواز بهلب و با شادی تحویل میدهد. او که کنجکاو و فضول است، هر روز یک پاکت را باز میکند و میخواند! اگر خبر بدی در نامه باشد، خانم شارلوت متن نامه را عوض میکند تا صاحب نامه ناراحت نشود. به این ترتیب خیلی زود حال و هوای دهکدهی سنت ماشین شوآن از این رو به آن رو میشود ...
ماجرای خانم شارلوت ۲ کتابدار عجیب و غریب
خانم شارلوت، کتابدار جدید سنت آناتول، کتابهایش را با چرخدستی به گردش در شهر میبرد. انباری قدیمی مدرسه که کتابدار جدید آن را تبدیل به کتابخانه کرده، حسابی مایهی سرگرمی بچهها شده، اما یک روز...
ماجرای خانم شارلوت ۱ خانم معلم جدید ما
امروز صبح، خانم شارلوت، معلم جدیدمان، از راه رسید. او کلاه گندهای بر سر و پیراهن چروکیدهای بر تن دارد، اما از همه چیز بامزهتر این است که با یک تکه سنگ حرف میزند! در کلاس ریاضیات به ما یاد داد که دیوارهای کلاس را با رشتههای پختهی ماکارونی اندازهگیری کنیم!
پیز: یک قصه ی خشنن خنده دار
خانم و آقای مطیع که هر دو کتابدار یک کتابخانه هستند و هر کاری از دستشان بربیاید انجام میدهند تا دختر عزیزدردانهشان، مِرتِل را خوشحال و راضی نگه دارند. اما کارهایشان هیچوقت برای مرتل که همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر میخواهد، کافی نیست. یک روز مرتل که حسابی حوصلهاش سررفته و هرچه به فکرتان برسد توی اتاقش دارد، اعلام میکند دلش یک «پیز» میخواهد. خانم و آقای مطیع خیلی خیلی دوست دارند درخواست فرزند دلبندشان را برآورده کنند، اما فقط یک مشکل کوچولو هست: «پیز» دیگر چیست؟ جستوجوی بامزهی خانم و آقای مطیع برای پیداکردن جواب این سؤال، آنها را به تالارهای مخفی و ممنوعهی کتابخانه، زیر ورو کردن کتاب اسرارآمیزی به نام «هیولانامه» و از آنجا به عمیقترین و تاریکترین و جنگلیترینِ جنگلها میکشاند. اما آیا آنها هرگز موفق به یافتن یک «پیز» میشوند؟
آ مثل آمبر ۲ – آمبر و ماجراهای سفر
آمبر بروان و جاستین دو تا دوست صمیمی هستند که میخواهند برای تعطیلات با هم بروند سفر! فقط یک مشکل هست. آن هم برادر کوچک جاستین، دَنی است که همیشه میخواهد به آنها بچسبد. آیا آمبر میتواند راهی بیدا کند که از دست دَنی خلاص شود؟
آ مثل آمبر ۴ – آمبر و معلم جدید
به کلاس دوم خوش آمدید! اولین روز کلاس دوم است و آمبر بروان حسابی هیجان زده شده. اما کمی هم عصبی و نگران است.آیا آمبر می تواند با معلم جدید و عجیب و غریب کلاس دوم کنار بیایید؟
آ مثل آمبر ۵ – آمبر و قانون های کلاس دوم
چرا من نمیتوانم اتاقم را تمیز نگه دارم؟ کلاس دوم دارد به یک کلاس فوقالعاده تبدیل میشود که ناگهان مشکلی بیش میآید: یک قانون جدید. خانم لایت میگوید همه باید کشوهای میزشان را تمیز نگه دارند. اما کشوی نیمکت آمبر بروان هیچ وقت تمیز نیست. آیا آمبر میتواند راهحلی پیدا کند؟
آ مثل آمبر ۱ – آمبر و هدیه ی جشن تولد
آمبر براون برای جشن تولدش یک ساعت مچی میخواهد. شاید دوست صمیمیاش، جاستین دانیلز، هم یکی لازم داشته باشد. او اصلاً منظم نیست! یعنی جاستین به جشن تولد آمبر هم دیر میرسد؟