چه بی ادب!
اُرنا، اردک را برای مهمانی عصرانه دعوت کرده است. اما اردک خیلی بیادب است. اُرنا هم کمکم عصبانی میشود.
آیا دوستی آنها ادامه پیدا میکند؟
چه شلخته!
اُرنا و اردک برای تعطیلات به ساحل رفته اند.
اما اردک خیلی شلخته است!
اُرنا هم عاشق این است که همه جا مرتب و تمیز باشد...
آیا آنها میتوانند تفاوتهای همدیگر را بپذیرند و با کمک هم قلعهی شنی درست کنند؟
چه خودخواه!
یک روز اُرنا و اردک تکهچوبی پیدا کردند.
اُرنا فکر میکرد که آن چوب شمشیر است و اردک هم فکر میکرد پرچم است. اما وقتی که اُرنا قبول کرد اسباببازی جدیدش را با اردک تقسیم کند، اردک در مقابل رفتار خودخواهانهی او چه واکنشی نشان داد؟
ماجراهای میمون و کیک – این قلعهی منه!
ماجراهای بامزهی میمون و کیک آنها ساده و کنجکاو هستند. دوست دارند سؤالهای مهم بپرسند. بعضی وقتها با همدیگر موافقند. بعضی وقتها، نه اما همیشه دوستهای خوبی برای هم هستند. کیک یک قلعهی جالب ساخته است... اما میمون را راه نمیدهد. آیا توی قلعه برای هر دوی آنها جا هست؟
ماجراهای میمون و کیک – توی جعبه چیه؟
ماجراهای بامزهی میمون و کیک آن ها ساده و کنجکاو هستند. دوست دارند سؤال های مهم بپرسند. بعضی وقتها با همدیگر موافقند. بعضی وقتها، نه. اما همیشه دوستهای خوبی برای هم هستند. ببینید چه اتفاقی میافتد وقتی میمون و کیک یک جعبهی جادویی پیدا میکنند! یعنی چه چیزی داخل جعبه هست؟
ماجراهای میمون و کیک – دندان من گم شده!
ماجراهای بامزهی میمون و کیک آنها ساده و کنجکاو هستند. دوست دارند سؤال های مهم بپرسند. بعضی وقتها با همدیگر موافقند. بعضی وقتها، نه. اما همیشه دوستهای خوبی برای هم هستند. میمون ناراحت است. دندانش گم شده است. یعنی کیک به او کمک می کند؟ آن ها دوست جدیدی پیدا می کنند.