داستان های زیر آب – خرچنگ دست و پا چلفتی
چنگالی از چنگالهای بزرگ و مزاحمش بدش میآید و آرزو میکند بازوهایی مثل هشتپا و عروسدریایی یا بالههایی مثل لاکپشت و ماهی داشته باشد و بتواند با بقیه بازی کند؛ بدون اینکه چیزی را خراب کند. یک روز، وسط بازی، هشتپا بین جلبکها گیر میافتد. گرع جلبکها تنگتر و تنگتر میشود و هیچکس نمیتواند کمکش کند. ای وای! چه کمکی از دست چنگالی برمیآید؟
قصه های دوستی ۵ – نیکی و هدیه ی هیجان انگیز تولد
تولد مامان خرگوش است و همه ی بچه خرگوش ها برای مامان هدیه ای درست کرده اند؛ همه به جز نیکی. مامان می پرسد:»پس نیکی کجاست؟« صبر کن مامان خرگوش! نیکی دارد به یک هدیه ی مخصوص فکر می کند.